« آهو نمی‌شوی به اين جست و خيز، گوسِپند! »

Desire Knows No Bounds




Thursday, February 2

دلم می خواست بگی بيا ترساتو با هم نصف کنيم
نصفش مال من
نصفش مال تو
اين جوری کم تر می ترسی

دلم می خواست بگی بيا اشکاتو با هم نصف کنيم
نصفش مال من
نصفش مال تو
اين جوری کم تر بغض می کنی

دلم می خواست بگی بيا تنهايی تو با هم نصف کنيم
نصفش مال من
نصفش مال تو
اين جوری کم تر سردت می شه

يا نه
بگی اصن بيا با هم دوتايی بترسيم
دوتايی بغض کنيم
اين جوری عوضش سردمون نمی شه

همينا رو می خواستم فقط
نمی خواستم خوبم کنی که
نمی خواستم کمکم کنی حتا هم
فقطِ فقط دلم همين قد خواسته بود
نه بيشتر


Comments: Post a Comment