« آهو نمی‌شوی به اين جست و خيز، گوسِپند! »

Desire Knows No Bounds




Sunday, November 16

من الان کلی هيجان‌زده‌مه چون بالاخره بعد از اين همه سال يکی ازين آقاهای گشت ارشاد پيدا شد که منو بگيره. من هميشه فکر می‌کردم آقاهای گشت فقط تو تنديس و گلستان و برج سفيد و ونک اينا آدمو می‌گيرن اما امشب فهميدم تو انقلاب هم شعبه دارن. من هميشه فکر می‌کردم آقاهای گشت ارشاد بی‌شعور و بداخلاقن در حالی‌که تميز و مؤدب بودن و منو فرستادن پيش خانوماشون خانوماشون بهم سلام کردن خسته نباشيد گفتن حتا پرسيدن از کجا ميام گفتم تأتر پرسيدن کجا می‌رم گفتم خونه و فکر کنم يادم رفت بگم قبلش ممکنه شام بخورم بيرون. بعد خانومای ارشاد بدون اين‌که بپرسن چه نسبتی با همراهم دارم -خدا خيرشون بده چون اصلن حضور ذهنم کار نمی‌کرد- با کلی روی خوش و مؤدبانه -به‌خدا دارم جدی می‌گم- برام توضيح دادن روپوشم يه وجب از اندازه‌ی استاندارد کوتاه‌تره و استانداردش اينه که آدم روپوشش سر زانوش باشه و بعد برام توضيح دادن چون الان شبه و ديروقته بخوان ببرنم وزرا به زحمت ميفتم -به‌خدا عين عبارت خودِ خانومه بود- بنابراين ديگه اين روپوشمو تو خيابون نپوشم و منم بعد ازين‌که توضيح دادم تا حالا چندبار همين روپوشمو جلوی چندتا گشت و حراست ديگه امتحان کرده بود‌م و هيشکی بهم گير نداده بوده واسه همين خيال می‌کرد‌م ارتفاعش استاندارده، حتمن قول دادم که ديگه نپوشمش و برم پی کارم. بنابراين من هميشه فکر می‌کردم داشتن روابط نامشروع از داشتن روپوش کوتاه بدتره اما امشب فهميدم بهتره.


Comments:
الان دیر وقته دختر بگیر بخواب
خسته نشدی اینهمه با آقاهه اینورو انور رفتی گشت
ارشاد هم که نشدی درست و حسابی
حالا تا فردا ببینیم
چی میشه

گووود لا لا
 
به نکته خیلی خوبی اشاره کردی . . . . . خیالم راحت شد. به هر حال روپوش کوتاه رو می شه یه کاریش کرد, روابط نا مشروع رو خیلی مطمئن نیستم ;)

(راستی یکی از نکته های مثبت این نوشته استفاده‌ی واژه روپوش به جای مانتوا ! )
 
hanooz rangesh sedri ast?? ba oon roosari ghermezeh?
zemnan vaght kardi javab email o messeg ham bedeh beh jaa rad shodan az jolo khaharaneh ershadi ;)
 
هوم... هومم ... روشن شدم!
 
دخترا رو که می‌خوان صدا کنن یک جور بدجوری میگن: "خانومی.."،
آدم می‌گه الان دختره رو می‌برن وزرا گولش می‌زنند.
 
آخ که چقدر این نوشته ملموس بودبرام .بارها این برخورد به ظاهر مهربانانه عق آورشون را تجربه کردم .
 
ببین آیدا شانس آوردی ها!
من مانتوم چهارانگشت بالاتر از زانوم بود تازه ش همراهانم هم همه مشروع تام و تمام بودن اما بازم بردنم وزرا. میشه راهشو یادم بدی واسه دفعه بعد؟
;)
 
سلام.قصد دفاع ندارم ها.اما عده اي از اين خواهرا كساني هستند كه اين ماموريت اجباري را براي رسمي شدن در نيروي انتظامي مي گذرانند. همه كه مثل دوست من نيستند : كارمند واحد رايانه ي شماره گذاري است و با وجود اين كه مي دانم به رسمي شدن احتياج دارد( شوهرش كار ثابت ندارد)حاضر نشد برود و سر خيابان به آدم هايي مثل خودش گير بدهد.
 
فکر کنم روابط نا مشروع از خیلی چیزهای دیگه هم بهتره
روپوش کوتاه که سهله
اصلا تمام لذتش به این نامشروع بودنشه
تازه من شنیدم روابط از نوع نا مشروعش از بعضی چیز ها واجب تره مثلا از نون شب
 
Post a Comment