Desire Knows No Bounds




Saturday, January 31

گاهی فکر می‌کنم اين حس‌هام، چه‌قدرشون واقعيه و چه‌قدرشون فِيک. چه‌قدرش خود-جوشه و چه‌قدرش من-پرداخته من-ساخته. می‌دونی چرا؟ بس‌که کنترل‌شده‌ن بس‌که بسته‌بندی شده‌ن بس‌که مهار شده‌ن. آخه حس اگه حس باشه که نبايد بتونی اين‌جوری مهارش کنی که. نبايد اين‌طوری از پس‌ش بربيای که. حس بايد خودش سر بره خودش سرريز شه خودش جاری شه، وگرنه که می‌شه فکر، می‌شه عقل. برای همينه که نمی‌تونم خودمو باور کنم. نمی‌تونم بهم اعتماد داشته باشم خودمو بسپارم دست غريزه‌م. بس‌که هنوز هم که هنوزه آدم صفر و يک‌ام آدمِ اکستريم‌ام آدمِ تاب‌خوردن و تن‌ندادن‌ام.


Comments: Post a Comment