Desire Knows No Bounds




Tuesday, March 17

خوبی ذهن مردونه، همين ساده و صفر و يک بودنشه. خيلی راحت مسأله رو برات خلاصه‌نويسی می‌کنه، درست و غلطاشو در مياره، نتيجه‌گيری می‌کنه، منطقی و آروم. درسته خيلی وقتا نتيجه‌گيری‌ئه باب ميل من نيست، يا به قول اون رفيق‌مون در نهايت بازم عين يک عدد قاطر کار خودمو می‌کنم و به حرف کسی گوش نمی‌دم، اما همين شنيدنِ صِرف هم يه وقتايی کلی به دردم می‌خوره. اصن من اين‌جور آدمی هستم که به طور متناوب‌لی بايد يه ذهن منطقی کنارم باشه و نقدم کنه. که منو از زبونش بشنوم و بتونم تصويرمو از ديد سوم شخص ببينم، سوم شخصی که بهش اعتماد دارم، قبولش دارم و می‌دونم دوسته باهام. می‌دونم داره قضاوتم نمی‌کنه، داره نقدم می‌کنه. و خوب اين نقده، فارغ از مثبت يا منفی بودنش به شدت بهم اعتماد به نفس می‌ده.

بعد بعضی آدما هستن در زندگانی، که خيلی دوستن، دوست و محرمن. يعنی از همون بدو تولد اون‌قدر اعتمادتو جلب می‌کنن، اون‌قدر همه‌چی‌تو می‌دونن و می‌تونی بهشون بگی، اون‌قدر بی‌زاويه برخورد می‌کنن با تو و حواشی‌ت، که می‌شن غنيمت‌ترين آدمای زندگيت. که حتا اگه سالی دو سه بار هم بيشتر نبينی‌شون، بازم نزديک‌ترين و غنيمت‌ترين آدمای زندگيت می‌مونن، تا آخر عمر. بعد من اصلن لازممه که گاهی اين‌جوری بشينم حرف بزنم، از همه چی، از خودم، از دوستای مشترک‌مون، از تو، از در و ديوار، تا تو هی تيکه تيکه با چندتا تک‌جمله‌ی کوتاه و صريح کامنت بدی رو حرفام، که ذهن من بتونه مسير ساده‌ی ذهن تو رو دنبال کنه و يه خورده خيالش راحت بشه. که اصن می‌خوام بگم همون چارتا جمله‌ای که در مورد اون نوشته‌م گفتی، همون پست تلفنه، يه‌هو يه پی.او.وی. جديد گذاشت جلو روم. نمی‌دونم چی داشت حرفت که اين‌جوری به دلم نشست، اين‌جوری خوش‌اخلاقم کرد. يا همون حرفای دم خدافظی، هی لازم داشتم تو اين مدت که از دهن يکی ديگه بشنوم‌شون انگار. انگار يکی بايد ميومد دوباره نشونم می‌داد کجا وايستادم. می‌خوام بگم علی‌رغم حرفايی که بهت زدم در مورد شباهتای منفی تو و کيوان، اما اين نوع نگاه شما دو نفر به قضايا، به من، دقيقن همون چيزيه که کم دارم. همون چيزيه که لازمش دارم حتا. و اصلن‌تر باز علی‌رغم حرفام، چيزيه که گمونم هر زنی لازم داره از دهن مردی که دوستشه و بهش اعتماد داره بشنوه، اينو جدی می‌گم. شايد برای همين بود که وقتی داشتم می‌رفتم طرف گل‌فروشی، اون‌قدر آروم و سبک بودم.

خلاصه که مرسی رفيق، کلی لازمت داشتم تو اين گيجی و شلوغی، زياد.


Comments:
yani age in nim-fasele ekhtera nemishod aida , to yechi kam midashti , yani ke to kheili az hame bishtar yechi kam midashti
 
Post a Comment