Desire Knows No Bounds




Wednesday, April 22

يکی هم بايد بردارد بنويسد از آدم‌هايی که زير بعضی جمله‌های کتاب‌هاشان را خط می‌کشند. ازين‌که جمله‌ها چه‌جوری شناسنامه پيدا می‌کنند برای خودشان، چه‌جوری می‌شوند هيستوریِ يک دوره از زندگی، هيستوریِ يک رابطه. (مثلن من هنوز که هنوز است، بعد از اين‌همه سال، عادت دارم بروم جان‌شيفته‌ام را بردارم بشينم ورق‌اش بزنم خط‌کشيده‌هايش را يکی‌يکی تماشا کنم، با خودم فکر کنم چی توی کله‌ام می‌گذشته پانزده سال پيش که اين‌هايی را خط کشيده‌ام که انگار حالا. بعد اصلن همان تکه‌های آنت، همان تکه‌هايی از آنت را که زيرشان خط کشيده‌ام کافی‌ست تا تمام جان‌شيفته دوباره زنده شود، انگار همين ديروز خوانده باشم‌اش.) يکی بايد بنويسد از آدم‌هايی که توی کتاب‌هاشان خط می‌کشند و اين‌جوری خودشان را سنجاق می‌کنند به کتاب. از همان دست‌خط اول کتاب بگير تا تاريخ مداد-نوشت پاراگراف آخر. کلمه‌ها يا کاراکترهای اين‌جا و آن‌جا، خط‌کشی‌ها و آکولادها و فلش‌ها. که چه‌جوری زير جمله‌ها را خط می‌کشيم و کتاب‌مان شخصی می‌شود. می‌شود کتابِ من. جمله‌اش می‌شود مالِ من، حرف من. کتابم می‌شود منی که دارد بلند بلند فکر می‌کند، منی که دارد آن جمله‌ها را بلند بلند می‌خواند. بعد تو کتابِ من را می‌خوانی و من را که به کتابم سنجاق شده‌ام می‌بينی. می‌فهمی داشته توی کله‌ام چی می‌گذشته با خودم چی فکر می‌کرده‌ام. بعد اين‌جوری می‌شود که همين‌جور که داری کتابِ من را می‌خوانی، يک جاهايی‌ش نيش‌ات باز می‌شود يک جاهايی‌ش اخم‌هات می‌رود توی هم يک جاهايی‌ش کله‌ات را می‌خارانی يک‌جاهايی‌ش ته دلت می‌گويی اوهوم‌اوهوم. که اصلن اين‌جوری منِ سنجاق‌شده می‌شينم کنج آغوشت، يک جاهايی‌ش را بلند می‌خوانم برات، تا هی بگويی دقيقن، تا هی nهای تهِ دقيقن‌هامان کش بيايد کش بيايد بپيچد دور دست و دل‌مان، که هی بند شود بندمان کُند بند شويم به هم‌ديگر.

پ.ن. «هنوز فکر می‌کردی می‌توانی يک روز با من عشق‌بازی کنی.»
«بله، اما بدون جلوگيری.»
«تو با کلوديا که بودی جلوگيری می‌کردی؟»
«هميشه.»


Comments:
چه لذتی بردم از "خودشان را سنجاق می کنند به کتاب"
سورنا
 
این بابا فکر کنم این نوشته‌ی تو رو برداشته و با کمی تغییر به اسم خودش منتشر کرده. براش کامنت گذاشتم و تذکر دادم. امیدوارم برش داره یا منبع اصلی رو بنویسه:
http://sunsetblvd.blogfa.com/post-11.aspx
 
جواب کامنت و اعتراض من رو داد
آدم با اخلاقیه و گفت که اون مطلب با ای‌میل بهش رسیده
عذرخواهی کرد و فکر کنم اون پست رو هم حذف کرده
می تونی هر دوی این کامنت های من رو حذف کنی
 
Post a Comment