Desire Knows No Bounds




Friday, May 29

بعضی آدما مث شراب می‌مونن. با همون استايل و همون مزه و همون آب و رنگ. شراب، خوبه شيکه خوش‌مزه‌ست حواشی و مزه‌هاش هم خوش‌استايل‌ان؛ اما خب داغت نمی‌کنه گيجت نمی‌کنه يه‌هو پرتت نمی‌کنه تو هپروت. با شراب می‌تونی ساعت‌ها سال‌ها خوش باشی مزه‌مزه‌ش کنی تو يه رخوت دل‌چسب فرو بری واسه خودت، اما خبری از گُر گرفته‌گی‌ها و سوسه‌های آنی نيست توش. کنارش می‌شه از استيک و ميگو و اسپاگتی‌ت هم لذت ببری و هر مزه‌ای سر جای خودش باشه. با شراب همه چی آروم و گارانتی شده و قابل پيش‌بينيه. خوب و شيک و يواش.

ودکا اما جنسش فرق می‌کنه. داغی و گزنده‌گی‌ش يه جور ديگه‌ست. منو پرت می‌کنه تو فازی که کم پيش مياد در حالت عادی برم توش. تأثيرش سريعه. هنوز به ته ليوان اول نرسيده داغ و روشن و خوبی باهاش. موجش جاری می‌شه تو خونت، شفاف و واضح. حس‌هات وسوسه‌هات آناليز می‌شن شفاف می‌شن صريح و ساده می‌شن. کافيه اراده کنی دست دراز کنی تا با آگاهی و تسليم مطلق تن بدی بهش، بی‌که لحظه‌ای حساب‌کتاب‌های روزمره مانعت بشه. با ودکا همه‌چی از فيلتر دل‌خواه تو عبور می‌کنه. ديگه اين خودتی که تصميم می‌گيری به کدوم حست پر و بال بدی کدومو سرکوب کنی. و من عاشق وقتاييم که جو دور و برم، آدمی که باهاشم محفلی که توشم اون‌قدر امن و بی‌حاشيه و قابل اعتماد باشه که ليوان‌مو بی‌خود و بی‌جهت با آب‌ميوه رقيق نکنم. خودمو رها کنم به دست ودکا و حس‌های تفکيک‌شده‌ی شفاف و وسوسه‌های انتخاب‌شده‌ی لذت‌بخشش، و تن بسپارم به همه‌ی اون لذتی که تو همون لحظه وجود داره، تا همون وقتی که ليوانت داره شارژ می‌شه الکل تو رگ‌هات جاريه. مهم نيست ودکا رو معمولن نمی‌شه با وعده‌های غذايی روزمره خورد نمی‌شه هر جا و هر وقت که هوس کنی رفت سراغش، مهم نيست يه ساعت که بگذره اثرش می‌پره و همه‌چی برمی‌گرده به روال عادی، مهم اينه تا وقتی هست همه‌چيز اون‌قدر سريع و غليظ و اغراق‌شده‌ست که به تمام ليميت‌هاش می‌ارزه. و خوب اوهوم، بعضی آدم‌ها هستن در زندگانی، که می‌شن شخصی‌ترين ودکای تو. -سلام لاله-


Comments:
ودکا گاهی،شراب همیشه...
 
Post a Comment