Desire Knows No Bounds




Friday, May 15

يکی‌دوسه‌نفر

همان‌طور نيمه‌برهنه دستش را از زير پتو آورد بيرون. در لپ‌تاپ را باز کرد دکمه‌ی پاورش را از حفظ فشار داد. چند ثانيه بعد نور ويندوز پاشيد روی تخت. منتظر صدای بالا آمدنش شد. بعد همان‌جور يک‌دستی پس‌ورد را حرف‌حرف نشاند توی مستطيلی که بايد. تا ريمايندر وايو و گزارش‌گر اسمارت سکيوريتی بيايند حرف‌هاشان را بزنند اوکی‌شان را بگيرند بروند پتو را کشاند تا روی دماغش چند ثانيه‌ای چشم‌هاش را بست. بعد نشانه‌گرش را چرخاند طرف استارت، خودش را همان‌جور چشم‌بسته وصل کرد به شبکه‌ی جهانی، مثل هرروز. می‌بايست به شرکت سازنده‌ی قرص پريشبی ای‌ميل بزند.


Comments:
عين اين باكتري هاي فرصت طلب اومدم بگم كه چرا ويندوز؟! حيف نيست لينوكس به اين خوبي؟ مخصوصا پارسيكس؟
:D
 
Post a Comment