« آهو نمی‌شوی به اين جست و خيز، گوسِپند! »

Desire Knows No Bounds




Tuesday, June 16

بابا متفاوت!

بعضی آدما هستن در زندگانی، که علی‌رغم روشنفکر بودن‌شون، يه خورده روشن‌فکرترند. اين آدما اصولن از هم‌رنگ جماعت شدن خوش‌شون نمياد هم‌چين، ازين‌که مثه بقيه رفتار کنن، ازين‌که خودشونو قاطی موج کنن يه خورده شرمنده می‌شن هميشه. اين آدمای متفکرتر، دنيا رو بيشتر از دريچه‌ی ماهواره و سايت‌های خبری خاص خودشون می‌بينن، از يه سری جرياناتی خبر دارن که بقيه اصولن بی‌اطلاعن، يه خورده هم نوستالوژی مبارزات چپی‌شون تحريک می‌شه، و می‌شينن هی تفکرات خيلی خاص و متفاوت و غيرمردمی می‌کنن و معتقدن ما توده‌ی مردم بايد يه کم سطح فکرمون بره بالاتر و خودمون رو بازيچه‌ی دستِ اينا نکنيم. «اينا» کی‌ان؟ خدا می‌دونه! اين‌جور وقتا سيگارشونو روشن می‌کنن و دودشو می‌دن بيرون و با يه خنده‌ی معناداری که ما هرگزنمی‌فهميم معنی‌شو، نگات می‌کنن و بهت لبخند می‌زنن. بعد اين آدما هم‌چين ميان با يه لحن کاملن متفاوت -لحنی که توش کلی گوسفند مستتر داره- بهت می‌گن «تو هم می‌ری قاطی اين شلوغيا؟» که آدم ناخوداگاه عليبیِ درون‌ش فعال می‌شه که: بخواب بينيم بابا.


Comments:
از تمپلیت وبلاگت خیلی خوشم میاد . ماتریالش هم بد نیست :) خودت درستش کردی ؟
 
Post a Comment