Desire Knows No Bounds




Thursday, October 8

آدم‌‌ها از یک چیزهایی حرف نمی‌زنند. از یک چیزهایی نمی‌نویسند. نمی‌نویسند که بچه کوچک لپ تپلی هم گاهی غیرقابل تحمل می‌شود. گاهی فقط می‌خواهند که خفه شود. یا مثلا نمی‌نویسند که گاهی از فداکاری برای بچه‌شان حالشان بهم می‌خورد. نمی‌نویسند که گاهی دلشان می‌خواهد اصلا بچه را بکوبند به دیوار و بگویند آخیش!‌تمام شد.

آدم‌ها نمی‌نویسند که گاهی حوصله شریک رابطه‌شان را ندارند. گاهی اصلا می‌خواهند که سر به تنش نباشد. همان دلبر سیمین ساق و بلند بالا را اصلا دلشان می‌خواهد دیگر نبینند، یا دستم کم آن روز نبینند. نمی‌نویسند که دلشان می‌خواهد بکوبند و تنها بروند سه هزار مایل رانندگی کنند برای آنکه فقط تنها باشند. معمولا نمی‌نویسند که وقتی همان دلبرمذکور کنارشان نشسته است، چشم و دلشان یک جای دیگر سیر می‌کند. معمولا آدم‌ها از رابطه‌های موازی و متقاطع شان هم نمی نویسند. مثلا ننویسند که گاهی خوابیدن با غریبه هم خوب است. اصلا بنویسند که خوابیدم. هیجان انگیز بود. باز هم خواهم خوابید.

آدم‌ها معمولا از دروغ‌هایی که می‌گویند وسال‌هاست گفته‌اند نمی‌نویسند. معمولا نمی‌گویند که چقدر بارها دلشان خواسته همه اطرافیانشان را بکشند. چقدر برای بدست آوردن یک کار، رفتن به یک دانشگاه،‌ رسیدن به یک آدم و حتی دعوت شدن به یک مهمانی تقلب کردند و بقیه را دور زدند. نمی‌نویسند که چقدر همه لبخند‌هایشان مصنوعی است و بودن یا نبودن آدم‌های دور و برش اصلا برایشان مهم هم نیست. نمی‌نویسند چقدر طعم بی‌پولی را چشید‌ه‌اند. چقدر حسادت کرده‌اند، چقدر تهمت زدند، چقدر محکوم کردند.

آدم‌ها این‌ها را نمی‌نویسند. کیست که از قضاوت بی‌رحم ما نترسد؟ اما خوب است گاهی یواشکی یاد خودمان بیاوریم که تنها نیستیم و لبخند کج بزنیم و ..ادامه دهیم.

[+]


Comments:
چرا دیگه ، همه مون داریم مینویسیم ، همه مون داریم میگیم ، با وقاحت
 
tazegiha hame booye khianat midahand , va man da ajabam ke chera faghat boo midahand
 
آقای زرتشت میفرمان، من نمیگما، که شریف ترین دلها، دلی است که در آن اندیشه ی آزار دیگران نباشد.
خوبه سعی کنیم این جوری باشیم...
 
مينويسند؟!نکنه من در يک دنيا ديگر سير ميکنم! چون من بيشتر همين نانوشته هايی رو که
شما ميگييد همه جا ميخونم.،
مگر حرف دل يک چيزی تو همين مايه ها نيست؟
 
من هم می گویم آدمها نمی گویند. اما تا دلت بخواد می نویسن و می گوین ما درستیم ما پاکیم ما صداقت داریم. اما از ناپاکی و دروغگوئی و کجی بقیه گله و شکایت می کنند. انگار که خودشان از یک سرزمین دیگر آمده اند و اینجا گیر افتاده اند. آدمها شجاعتشو ندارند که بگن دوست دارند به همان بدی دیگران باشند یا اصلا هستند.
 
Post a Comment