« آهو نمی‌شوی به اين جست و خيز، گوسِپند! »

Desire Knows No Bounds




Thursday, October 1

ادبيات برای آنان که به آن‌چه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان‌گونه که هست راضی هستند، چيزی ندارد که بگويد. ادبيات خوراک جان‌های ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آن‌چه دارند خرسند نيستند. انسان به ادبيات پناه می‌آورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد.

چرا ادبيات -- ماريو بارگاس يوسا


Comments:
پس آنگاه و آنجا که ادبیات خریدار ندارد با کم خریدار دارد یعنی که جان های ناخرسند و عاصی کمند و به آنچه که دارند خرسندند و راضی و از اینرو به ادبیات پناه نمیبرند
و چه داری چشم از جان های خرسند و راضی که منشا اثری شوند تا که تغییری حاصل شود
 
کاملا موافقم. جایست که تنها جهان گریزان حق ورود پیدا می کنند.
 
سلام

وبلاگتون خیلی قشنگه. می خواستم با اجازتون لینکش کنم ولی نمی دونم با چه اسمی.می شه یه اسمی براش بهم بگین؟
 
پناه بردن به فيلمو بگو
 
Post a Comment