« آهو نمی‌شوی به اين جست و خيز، گوسِپند! »

Desire Knows No Bounds




Saturday, November 7

من آدمِ حرف نزدنم
آدمِ نگفتن
آدمِ ميس‌کردنِ خيلی موقعيت‌ها، خيلی آدما، خيلی چيزا
بابت همين حرف نزدنِ لعنتی

امروز اما همه‌ی ته‌مونده‌ی انرژی‌مو جمع کردم
چارتا جمله گفتم
فقط چارتا

هر دوشون بلد بودن منو
يک کلمه نپرسيدن چرا
فقط گفتن باشه

خسته‌م ولی


Comments: Post a Comment