Desire Knows No Bounds




Friday, November 27

هر کس الکل خودش را دارد. من در زيستن الکل کافی پيدا می‌کنم. مست از احساس شخصی در اطراف ول می‌گردم و درست می‌روم: وقتی زمانش برسد مثل ديگران سر از دفتر کارم در می‌آورم. اگر زمانش نرسد به سوی رودخانه می‌روم و مثل ديگران رودخانه را تماشا می‌کنم. من همانی بوده‌ام که هستم. و فراتر از اين‌ها، آسمان شخصی خودم را مخفيانه ستاره‌باران می‌کنم و جاودانگی خودم را دارم.

کتاب دل‌واپسی -- فرناندو پسوا


Comments:
الکل من گمونم گم شده...
 
فوق العاده زیبا بود . من هم دنبال الکل میگردم همچنان
 
Post a Comment