Desire Knows No Bounds
Monday, November 16
eyes wide open
شيفتهگی و غلظت خاصيتِ عشقاولیهاست و آرامش و امنيت خاصيتِ عشقآخریها.
سيلويا پرينت
Comments:
خوش به حال عشق آخری ها !
#
|
آیلین
| 16/11/09 10:21 AM
نه. عشق اولیها عشق ترند. دیوونه ترند.موندگار ترند.
#
|
Anonymous
| 16/11/09 1:48 PM
بعضی وقتا عشق اول و آخر بودن به اون توالی که ما فکر می کنیم نیست..یعنی ممکنه که عشق آخر تازه به نظرمون خیلی اول تر هم بیاد
:)
من دو هفته نبودم..ممنون که ایمیل زدی
امروز اینو واسه دل خودم نوشتم، بلاگ ندارم که یه جائی بذارمش، واسه همین می ذارم اینجا که تو بخونیش حداقل:
رسمن دارم خل می شم...وقتی یهوئی میای، دلم میریزه...بعد هم که می ری من می مونم و بوی عطر تو توی اتاق
بعد به هر چی دست می زنم و حتی نفس هم که می کشم بوی عطر تو رو میده
دفه اوله تو زندگیم که همچین حسی دارم نسبت به یه نفر
پس هی نپرس واسه چی گیو آپ نمی کنی
واسه خاطر همه ی این لحظه های کوچیک با کیفیت که توی روزمرگیمون گم می شن
همین
#
|
Jaleh
| 16/11/09 2:09 PM
اي ول عجب چيزي نوشتي، خشم اومد توو 87٪ مواقع ردخور نداره ولي با همين عقل كوچيكم ميگم دم عشق اوليها گرم :دي كه اگه دوتاش آدم باشن خيلييييييييي موندگار ميشه اونم از اون موندگارا :خجالت
#
|
Anonymous
| 17/11/09 12:39 AM
عشق آخري؟
كاش ميشد مطئمن بود
#
|
Anonymous
| 19/11/09 11:51 PM
Post a Comment
Archive:
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007
January 2008
February 2008
March 2008
April 2008
May 2008
June 2008
July 2008
August 2008
September 2008
October 2008
November 2008
December 2008
January 2009
February 2009
March 2009
April 2009
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
September 2009
October 2009
November 2009
December 2009
January 2010
February 2010
March 2010
April 2010
May 2010
June 2010
July 2010
August 2010
September 2010
October 2010
November 2010
December 2010
January 2011
February 2011
March 2011
April 2011
May 2011
June 2011
July 2011
August 2011
September 2011
October 2011
November 2011
December 2011
January 2012
February 2012
Free counter
:)
من دو هفته نبودم..ممنون که ایمیل زدی
امروز اینو واسه دل خودم نوشتم، بلاگ ندارم که یه جائی بذارمش، واسه همین می ذارم اینجا که تو بخونیش حداقل:
رسمن دارم خل می شم...وقتی یهوئی میای، دلم میریزه...بعد هم که می ری من می مونم و بوی عطر تو توی اتاق
بعد به هر چی دست می زنم و حتی نفس هم که می کشم بوی عطر تو رو میده
دفه اوله تو زندگیم که همچین حسی دارم نسبت به یه نفر
پس هی نپرس واسه چی گیو آپ نمی کنی
واسه خاطر همه ی این لحظه های کوچیک با کیفیت که توی روزمرگیمون گم می شن
همین
كاش ميشد مطئمن بود