Desire Knows No Bounds




Friday, December 25

«تقصیر پلیس شهر ما چه بود که بعضی قوانین در گلوی بعضی آدم‌ها گیر می‌کرد و پلیس‌های مهربان ما را مجبور می‌کرد کمک‌شان کنند؟ این‌طور وقت‌ها حتی یک سری آدم دیگر که پلیس هم نبودند، اما همان‌قدر مهربان بودند، می‌آمدند به کمک مصدوم و می‌زدند پشتش تا قانونی که توی گلویش گیر کرده بود یا بالا برود یا پایین. آخر خوبیت ندارد آدم بلاتکلیف بماند.»

ماجرا از این قرار بود که... -- ساسان م.ک.عاصی -- نشر ققنوس


Comments: Post a Comment