Desire Knows No Bounds




Wednesday, January 6

حسين‌شناسی بالينی

به هادی می‌گم حالا اگه شب خودم اومدم، که هيچی. اگه نیومدم اما فيلما رو بده به حسين، تو کلاس می‌بينمش می‌گيرم ازش.
با تعجب می‌گه بدم به حسين؟؟ بعد واقعن انتظار داری برسه دستت؟؟ ناموس‌تو بدی دست اون يادش می‌ره بهت پس بده، بدبختی حتا درست هم نمی‌تونه استفاده‌ش کنه، کلن يادش می‌ره.

يه خورده فکر می‌کنم، يه خورده خاطرات‌مو مرور می‌کنم، سپس به اين نتيجه می‌رسم که اوهوم2.


Comments:
khoshet miad adam hey safato baz kone hichi nabine jadid faghat archive bekhoone hers bokhore???
gheybate kobra baz???
 
سلام آیدا خانم.من یک پست کوتاه در مورد شما و وبلاگتون نوشتم خوشحال میشوم بخونید.
 
آیدا خانم سلام.یک پست در مورد وبلاگ شما و نثرتون نوشتم.
 
aty am .. weblog ghadimimo belakhare pasesh gereftam..khoshal boodam goftam ba toam share konam khoshal shi
 
تو اردو شیما دوربین حرفه ای خوشگل و گرون قیمتشو داده بود دستم امانت
یه جور یکه انگار یه تیکه از جونشو داره بهم میده
موقع دست به آب اینو گذاشت و گفت صدی مراقبش باشیا
اصلا فک کن ناموسته!
.
.
.
از دست به آب که برگشت جیغی کشید بنفش، که مرده شور ناموس پرستیتو ببرن صدی ی ی ی ی !
 
Post a Comment