Desire Knows No Bounds




Saturday, June 26

ته دلم خالی شده. حالا خالیِ خالی هم که نه. خالی شده ولی. حوصله‌ی مشق‌نویسی ندارم. دستم می‌ره طرف بطری، منصرف می‌شم ولی. گفته بود هیچ‌وقت تنهایی مشروب نخور. دلم نمی‌خواد الان تنها باشم. الان تنهام. می‌رم بادمجون سرخ کنم با ماست و سبزی خوردن و نون تافتون بخورم سیزن آخر لاست‌و ببینم. هیچ‌وقت نتونستم لاست‌و زیاد دوست داشته باشم.


Comments:
tanha boodam, tahe delamam khali bood, hosele darsam nadashatam ke in posteto khundam, vali man tanhaee panah bordam be mashroob! bademjoono masto noon taftoon vali delam mikhast!:(
 
Post a Comment