Desire Knows No Bounds |
|
Saturday, July 3
همیشه به تنهایی تو حسودی کردم. به کافه نشینیهایت، به موزیک گوش دادنت، به اینترنت بازیت. به این که تنهایی بلدی با خودت خوش بگذرانی. که تنهاییت سرد و غمگین و فلج نیست. تنهایی تو مردیست پرشور که با پیرهنی تابستانی در کافهای کوچک کتاب میخواند و قهوهاش را آرام آرام سر میکشد. تنهایی من دختریست 13 ساله که دارد منفجر میشود. پستانهایش دارد منفجر میشود. سرش دارد منفجر میشود. دلش دارد منفجر میشود.
ادامهی مطلب Labels: stranger |
|
Comments:
Post a Comment
|