Desire Knows No Bounds




Sunday, August 8

- 2 -

اول‌های ملودیِ تِرَک یک دارد پخش می‌شود. «آفتاب‌های همیشه». پخش که نه، موسیقی یک‌جورِ خوبی جاری می‌شود توی فضا. خط تاریکِ نور افتاده کف زمین. غلت می‌زنم. نور فانوس‌های دریایی از پشت پنجره می‌ریزند تو. نارنجی و قرمز. نرم و بی‌صدا. دنیا ساکت ایستاده پشت در. صبور و منتظر. آیدا می‌خوانَد:
اگر زمان و مکان در اختیار ما بود
ده سال پیش از توفان نوح عاشقت می‌شدم
و تو می‌توانستی تا قیامت برایم ناز کنی
یک‌صد سال به ستایش چشمانت می‌گذشت
و سی‌هزار سال صرف ستایش تنت
و تازه در پایان عمر
به دلت راه میافتم

Labels:



Comments:
ده سال پیش از سیل، کاش توفان نوح ترجمه نکرده
 
یک‌صد سال به ستایش چشمانت می‌گذشت
خیلی خوب بود.حس خوبی بهم داد.احساس کردم تجربه ی ملموسیه
 
Post a Comment