Desire Knows No Bounds




Wednesday, September 1

یک وقت‌هایی هست در زندگانی، که خوشی و سرخوشی هر دو با هم می‌آیند سراغ آدم. جنس‌شان اما آن‌قدر عجیب و جدید است که بلد نیستی باهاشان چه‌کار کنی. همین‌جوری خودت را می‌سپاری دست‌شان، می‌گذاری این موج جدید تو را با خودش ببرد.

دارد می‌بَرَد.


Comments: Post a Comment