Desire Knows No Bounds




Sunday, September 12

هی لاوز می
هی لاوز می نات
هی لاوز می
هی لاوز می نات
هی لاوز می
..

همین چند وقت پیشا بود که یه کنتاکت کاری پیش اومده بود برام، یه دوستی برگشت به‌م گفت فلانی عمرن کوتاه بیاد، چون باهات کراش نیست، چون دوسِت نداره، چون بلاه‌بلاه. یادمه اون موقع با خودم فکر کرده بودم وات د فاک آخه! من با این‌همه آقا کار کرده‌م، با خیلیاشون تو کار به مشکل برخوردیم، نشستیم حرف زدیم، حل کردیم همه چی رو، یعنی همه‌شون با من کراش بوده‌ن؟ این چه ذهنیت‌ایه آخه! اونم من‌ای که معتقدم تو محیط کار در حد سگ آقای پتی‌ول‌ئه رفتارم. اونم با اون سابقه‌م با استاد کچل جان و آقای ب و مهندس میم و مهندس غین و الخ. نو وی.

این قضیه اما همین‌جوری موند تو ذهن‌ام. از اون روز به بعد هر بار یاد این حرف میفتادم، شروع می‌کردم سرچ کردن تو پرونده‌ی روابط کاری‌م، و واقعن هیچ مورد فلرت‌ای پیدا نمی‌کردم. هیچ جا به قول رفیق‌مون کارمو با دلبری پیش نبرده بودم.

×××

اون روز، همون‌جور که داشت اون حرفا رو می‌زد، فقط یه چیز تو مغزم می‌چرخید. هی لاوز می، هی لاوز می، هی لاوز می. فقط لازم داشتم باور کنم همین قدر که می‌گه عاشق‌مه، همین‌قدر که ادعا می‌کنه دوسَم داره. اگه این‌جوری باشه، تمام حرفایی که می‌زنه رو می‌تونم تحلیل کنم. می‌تونم درک کنم داره پشت این حرفا گارد می‌گیره. که همه‌ی این حرفا بهونه‌ست که منو از دست نده. که اما اگه واقعنی باورش بشه که من رفته‌م، اون‌وقت دیگه سلاح‌شو می‌ذاره زمین، کوتاه میاد، دیگه باهام نمی‌جنگه. امکان نداره باهام بجنگه. قیاس به نفس می‌کنم. من یه بار آدمی رو از ته دل دوست داشتم و صلاح اونو به میل و خواسته‌ی خودم ترجیح دادم. این کارو کردم. من در حق کسی که عاشق‌شم بدجنسی نمی‌کنم. باهاش لج‌بازی نمی‌کنم. اگه دوسَم داشته باشه اونم این کارو نمی‌کنه. امکان نداره این کارو بکنه.

برای اولین باره که دارم در مواجهه با یه آدم، بی‌که از سایر ابزارها استفاده کنم، صرفن به این فکر می‌کنم آخخخ که اگه واقعنی دوسَم داشته باشه..

×××

الاغِ درون کامنت می‌ده که خب چه ربطی داره الاغ. این که تو این‌جوری‌ای دلیل بر هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌شه. کام‌آن بابا، واقع‌بین باش فرزندم. بی‌خودی دل‌تو به این چیزا خوش نکن. ما مردا دنیامون این‌جوری مث شماها سانتی‌مانتال نیست.

بعله خب. آی نو.


Comments:
I don't know why exactly, but I get realllllly irritated when you use english terms in farsi. Especially when ther are wrong! Bahat crush nist or "root crush nadareh"? Is this what is happening in Iran now? Are you people speaking english on a daily basis so much that you forget words and have to use substitutes? Because it that is exactly what happens to us here. Our daily language is english, so sometimes we run out of words and out of convenience, use the english equivalent. But to insist on doing this, what reason could there be other than showing off? I can't buy that it's because of convenience. Enlighten please!
 
Totally agree with the comment above. It is "Have a crush on you".
How could you come up with "Ba man crush hast", seriously?!
 
چه خوشبخـــتی غمگــــینی"
می رقصــــم با ســـاز تو اینهمه خوشبخــــتی را !

به روز شدم
منتظرتم
 
Post a Comment