Desire Knows No Bounds




Thursday, December 23

در زندگی لحظه‌هایی هست که آدم خسته و گشنه و نصفه‌شب و ناامید در یخچال‌و باز می‌کنه شیر برداره با کورن‌فلکس بخوره، به شکل غیرمنتظره‌ای چشم‌ش میفته به دست‌پخت مامان که خواسته سورپرایزت کنه و این‌جاست که برای کسری از ثانیه به «خانواده» و «خانه» و «غذای خانه‌گی» تعظیم می‌کنه و حتا در بعضی موارد به خدا هم ایمان میاره.


Comments: Post a Comment