Desire Knows No Bounds




Saturday, January 8

DONE
یا آدم‌ها تنهاتر، شکننده‌تر و کم‌گناه‌ترند از آن‌چه به نظر می‌رسند

گفت اصن فکرشم نمی‌کردم موضع‌ت این‌قدر آروم و منطقی و منصفانه باشه. همین جمله‌ش یعنی این‌که تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. باورم کرد. به‌م اعتماد کرد حتا. دلم می‌خواست بغل‌ش کنم اون آخر. نکردم اما. جلوی خودمو گرفتم رسمن. خودِ طفلی‌ش هم جرأت نکرد.

راست‌شو بگم؟ قبل از سفر، هشتِ شب بود گمونم، که من با یه حالِ عصبانیِ پر از خشمِ درمونده زنگ زده بودم به‌ش. اون‌قدر آروم و ساپورتیو بود لحن‌ش که رسمن حال‌مو خوب کرد. تمام این مدت احساس می‌کردم مدیون‌شم و باید یه جایی جبران کنم. امشب جبران کردم به نظرم.

آخیش‌ام و به نظرم امسال سهمیه‌ی حرف زدن و نطق کردنِ ده سالِ آینده‌مو هم مصرف کرده‌م. یه قطره هم ته باتری‌م نمونده. لطفن آخرین نطق امسالم باشه. دیگه بخوابم تا عید.


Comments:
اینجا یه حس خوبی بهم میده واسه همین با اجازه لینک کردم

امیدوارم همیشه بنویسی
 
آخیش
 
che gospande jalebi shode :)
rasti hale pedar chetore ?
 
اپیکور میگه: پیش از آنکه چیزی بخوری یا بیاشامی ، خوب ببین با چه کسی می خوری یا می آشامی ، نه اینکه چه می خوری یا می آشامی.
واقعیت اینه که اگر کسی نباشه که ما رو ببینه ، عملاً وجود نداریم و هنگامی که معلوماتی صادر می کنیم که کسی درک اش نکنه درست مثل اینه که سخن مون بی معنیه.
وقتی دوستی ما رو میشناسه و می پذیرتمون ، می پذیره که ما هم در جهان هستی جای گاهی داریم.
 
Post a Comment