Desire Knows No Bounds




Monday, June 20

براندازیِ نرم

قرارمان این بود:
ماندن در حاشیه‌ی رابطه، فارغ از متن
حواس که نمی‌گذارد برای آدم:
نمی‌شود یکی حاشیه‌ی آن دیگری باشد
دیگری متنِ این یکی

کلن برویم در حاشیه آقا
کلن برویم در حاشیه لااقل
هر دو
با یک مشت متن‌ِ متفاوت


Comments:
تو حاشیه به درد نمی خوره. یا پررنگ تو متن، یا ناپدید به کل. اون وسط ماندن داغون می کنه.
 
من که شخصاً توانایی تو حاشیه موندن رو ندارم.... یا زنگی زنگ... یا رومی روم

و فکر می کنم که کلاً تو زنها این قضیه عمومی تر باشه ....
 
نمیشود !
نمیشود یکی متن این یکی باشد و آن دیگری حتی حاشیه ی این یکی هم نباشد . بی ادبی اش میشود که به آرنجش هم نباشد !
اما شده است . میشود . میشود یکی عمری متن آن یکی باشد و حتی خبر هم نداشته باشد . امان از متن های بیخبر . متن های بی حاشیه ...
متن هایی که پاک هم نمیشوند . که پاک هم نمیشوند برویم پی ی کارمان لااقل !
ضرورت توضیح نیست اما بی ضرر است لااقل ! اگر برای برخی گفته شود گاهی نوشته ای چنان که آواز . که آوازه خوانی چنان قشنگ میخواند که شنونده ی ناآوازه خوان را به آواز وامیدارد . هر چند خارج هر چند ناکوک . گاهی کامنت حکم تکرار آواز پخش شده از ضبط صوت ! دارد که شنونده زیر لب زمزمه میکند آنرا . نه اینکه آوازه خوان باشد یا توهم آوازه خوانی پیدا کرده باشد و یا که بخواهد او نیز آوازی بخواند . گاهی کامنت ، زمزمه ی دو سه بیت آواز پست شده است بر زیر لب . بی هیچ نیتی که یعنی من هم هستم . دو سالی است که در پی آواز شما ما هم میزنیم زیر آواز . گفتم تا شما که نه اما دیگرانی بدانند لااقل ! .و البته با پوزش از اینکه کامنت از پست طولانی تر شد .انگار حاشیه ای که پر رویی کرده باشد در مقابل متن . ببخشید .
 
Post a Comment