Desire Knows No Bounds




Saturday, June 25

سر ظهر، آدمی بودم گشنه و سرِ کار و هنوزخوابش‌میاد، در این حد خواب که منِ قهوه‌ناپذیر پا شدم اسپرسو درست کردم که بیدار بمونم. به ناهار فکر می‌کردم که چی بگم بیارن و افسرده و یه‌وضعی‌اصلن، که یه‌هو ناغافل اس‌ام‌اس اومد که: میرزاقاسمی داریم ناهار. بدین‌وسیله آدمی شدم باانگیزه برای ادامه‌ی زندگانی. داشتم دودوتاچارتا می‌کردم که برم، نرم، قرار ساعت دو رو چی‌کار کنم، که اس‌ام‌اس بعدی رسید: کوکو هم داریم تازه. جای تردید نبود. قرارمو کنسل کردم و کیف کتاب‌مو برداشتم شتافتم به سمت میرزا قاسمی. اس‌ام‌اس دادم یه میرزا بار بذار، تو راهم، دارم می‌رسم، یه میز جلو کولر هم بذار کنار.

خوبیِ سرِ ظهر اینه که جردن خلوته و سه‌سوته می‌رسی کافه. پله‌ها رو می‌پیچی دست راست، می‌ری تو کافه‌ی خنک و نقلی و ترتمیز و دل‌باز، از رو پیشخون یه گوجه‌سبزی زردآلویی چیزی برمی‌داری می‌شینی پشت میزِ جلوی کولر، خوش‌وبش با خانوم و آقای کافه‌چی و چارتا شوخی و الخ، تا یه بشقاب مفرح بذارن جلوت شامل آقای میرزاقاسمی و کوکوی سبزی و دو جور نون و گوجه و خیارشور و زیتون و اصن یه وضعی. نوشیدنی‌ها هم که یه چیزای مختلفی از عرقیجات و غیر عرقیجات بگیر تا سکنجبین‌خیار و کیالک(کالک؟) و چای و قهوه و همه‌چی. قیمتا هم یه‌جورِ مناسبی پایین و ارزون.

کافه‌چی‌ش کیه اون‌وقت؟ سرهرمس؟ نه‌خیر، هنوز داره می‌گرده ایشون. کافه‌چی‌ش همین کیانای خودمونه. عمرمون به کافه‌کتاب که قد نداد، عوضش داره این‌ور اون‌ور هی کافه‌گودر سبز می‌شه و اتفاق بسیار خوشایندیه. اصن همین که آدم رفیقش پشت پیشخون باشه، کلی خوش می‌گذره. جو کافه میز-میز و پرایوت و عصاقورت‌داده نیست، بگوبخند و صمیمی و دورهمی‌ئه. تراس و سیگار (سلام سارای کتاب‌ها) و فضای سرباز و سرسبز هم به‌راهه.

خلاصه که پاشین بیاین کافه، یه نوشیدنی خنک سفارش بدین و قیافه‌ی کیانا رو تماشا کنین که داره سعی می‌کنه موقر و جدی باشه، اما نمی‌تونه. می‌خندیم دور هم.


پ.ن. چیزه، قابل توجه مرحوم واق و مسی و رفقا، کیک بی‌بی هم دارن.
قابل توجه‌تر کسرا و هدیه (:دی) و زورق‌جات و آقای رئیس زورق، این‌جا دیگه نزدیکه به‌تون، می‌تونین نپیچونین و بیاین.
رونوشت: مانا، فرنوش، نوشین، مخمل، سایر گشنه‌ها، شیکموها و کلن.


Comments:
مگه آتوسا نیست دیگه اونجا؟؟
 
inja kojast akheeeeeeee?
delemoon aab shod address nemidin?

manam cafeeeeeeeeeeeee mikham plzzzzzzzzzzzzzz ba cake bibi bah bah
 
دلم هوای کافه و آق میرزا و کوکو باجی کرد. دمت گرم
 
چقدر لوس و خنک می نویسی. اصلا آدم حالش بهم می خوره. لوس بی مزه. در واقع نوشتنت ادا در آوردن است.
 
ayda jan age emkan dare address ro barye mn befrest
 
آیدا جان اگه امکان داره آدرس و شماره کافه رو بفرست برای من
 
banoo jan
email addresset ro bede barat befrestam
 
oonvaght yeki nist bege ma ke jozve ghoraba nistim az ki adress begirim ?
Ahoora.
 
این قدرام پیچیده نیست اهورا. میل بزن آدرس بدم!
carpediem1@gmail.com
 
salam
dele ma ro ke ab kardi, email zadam pls address ro be man ham bede shayad ba baro bax ye patoghe jadid yaftim
 
manam adress mikham khob:(
mail ham zadam taze!
khoob ham minevisi, esme kheyli khubiam dare bloget va ina.....
 
تعريف تون خيلي تشويق كننده بود كه من خواننده خاموش بيام بپرسم ميشه منم آدرس بخوام؟
 
salam, mail zadam, lotfan adreso be manam bede. man tahereh hastam
 
حالا من تو غربت هوس میرزا قاسمی و کوکو سبزی رو چی کارش کنم؟
 
حالا من تو غربت هوس میرزا قاسمی و کوکو سبزی رو چی کارش کنم؟
 
lotf mikoni be manam email bedi mamnoon misham :)
taasian87@gmail.com
 
Post a Comment