Desire Knows No Bounds




Tuesday, June 28

بعضی اتفاقا هستن در زندگانی، که در طولانی مدت تبدیل می‌شن به یکی از اجزای لاینفک زندگی آدم. افتادن‌شون درد داره. هربار درد داره. تکرار شدن اتفاق چیزی از دردش کم نمی‌کنه. چیزی کم‌رنگ نمی‌شه. چیزی عادت نمی‌شه. هربار همون اتفاق و هربار همون درد. انگار دیسک کمر داشته باشی. درمان قطعی براش وجود نداره. می‌تونی مراعات کنی، اجتناب اما نه. هربار که بگیره، انگار درد از اول شروع شده. انگار اولین باره. بی‌که بتونی اتفاق لعنتی رو از زندگی‌ت بکَنی بندازی دور.



Comments:
...آره
بعضی از این اتفاقای لعنتی جوری تو زندگیمون ریشه دووندن که نمیشه به سادگی از شرشون خلاص شد
بعضی وقتا انقد واسم شاخ میشن که دوس دارم رسما ضجه بزنم
 
لذت بردم از اين متن زيبات.
 
firstly please accept my apologize, but in a similar situation a frind advised me : don't think about, turn your face, closed your eyes and enjoy !! the life is runing . / Ahoora
 
مي فهمم هم ديسک کمر و چيزي رو که گفتي و چه تبيه خوبي بود واقعن بهتر ازاين نميشد گفتش
 
اخ گفتی
 
Post a Comment