Desire Knows No Bounds




Monday, September 5

دوباره ازون شب سختاست که مدت‌ها بود نداشتم‌شون
در این حد که بابت‌ش نوستالوژی‌م عود کرده اصن
به وضعی
بدی‌ش این‌جاست که آدمِ کندن هم نیستم من
طاقتِ ول کردن و رفتن ندارم
همه‌ش مایلم چیزهارو برسونم به یه سرانجامی
بعد بذارم برم
این «سرانجام» کذایی اما یه آدامس کش‌دار منعطف طولانیه
که هزار کیلومتر کش میاد بی‌که جایی پاره بشه

بعد الان مشکلم اینه که دل بدم به حال خرابم
یا بپردازم به این نوستالوژیه


Comments: Post a Comment