Desire Knows No Bounds




Tuesday, December 16, 2008

بدی‌اش اين‌جاست که هر چی بنويسم هم، باز يکی هست که غصه‌اش بگيرد از خواندن‌شان. هر چی. اين‌جوری‌هاست که آدم می‌شيند بغل‌دست خودش، دستی می‌زند روی شانه‌ی آن ديگری‌ش، بی‌حرف به تماشای شعله‌های تقلبی شومينه.


Comments:
آری!
 
منم همچین حسی رو داشتم ... یه روز..
تبادل لینک ؟
http://bardiax.blogfa.com
 
اين كه بدي نيست سركار عليه...آدما به غصه هم احتياج دارند مبرم...مگر ميشود بي غصه زيست و عاشق شد و بزرگ شد و سر به سراي خوشبختي گذاشت؟
 
واقعا قشنگ می نویسی منکه خیلی با نوشته هات حال می کنم
بهت تبریک می گم
یکی از نوشته های زیبات و که خیلی باهاش حال می کنم و گذاشتم توی یه کادر ثابت تو سایتم
www.kamibia.com
امیدوارم همیشه شاد باشی و سالم
 
Post a Comment