Desire Knows No Bounds




Wednesday, January 14, 2009

وقتِ ممکن:
وقتی که در تو جاری‌ست
ناممکنِ وقت:
امکانِ وجودِ تو

تو من، من تو

در ممکن و ناممکنِ وقت
جاری هستيم

لبريخته‌ها -- يدالله رؤيايی

Labels:



Comments:
حالا که اینطور شد اصلاً اگه هگلی نگاه کنی، ممکن و ناممکن (حالا مالِ وقت باشه یا مالِ رخت) هیچ تضادی با هم ندارند و اساساً در مرحله‌یِ بالاتری که همانا روحِ مطلق باشد، رفع می‌شوند و اونوقت تو می‌فهمی که از اول این دوگانگیِ ممکن/ناممکن وجود نداشته و همش (همه‌یِ همش) یگانگی بوده است.
اینا رو گفتم چون بازم نفهمیدم رویایی چی گفته و خواستم دقِ دلی و اینامو خالی کنم.
 
Post a Comment