Desire Knows No Bounds




Wednesday, January 7, 2009

عاقبت من در يک روز تعطيل از گرسنه‌گی خواهم مرد

برای اين‌که وسط فيلم‌ديدن‌ها از گشنه‌گی نميرم زنگ زدم آقا پيتزايی‌مون برام پيتزا بفرسته و سوپ، کلی عذرخواهی کرد که امروز غذا ندارن کلن، اما می‌تونه عوضش برام غذا نذری بفرسته. منم که محجوب، گفتم نه بابا مرسی، سعی می‌کنم خودم يه چيزی بخورم. چند دقيقه بعد همين‌جوری که داشتم فيلمامو ورق می‌زدم ببينم کدومو ببينم که گشنه‌گی يادم بره ديدم در می‌زنن، آقا پيتزايی‌مون غذا نذری فرستاده بود و حلوا.


Comments:
ميشه تلفن اين پيتزاييه رو مرحمت كني؟ به جان خودم روده بزرگه داره روده كوچيكه رو تيكه پاره ميكنه
 
یه لطفی کن شماره اون رو به منم بده
 
ای شمایی که لذت آشپزی آن هم در تنهایی را درک نکرده اید جای شما در فست فود ها است
سوره ی رامین همون آیه ی اول
بعدش دقت کن الان فست فود تو این آیه از جهنم هم بد تره
حتی
 
حالا آیه ی دوم
و ما کتاب از سیر تا پیاز نجف دریا بندری را به نشانه برای شما در زمین قرار دادیم تا راهنمای اهل دل باشد
چاپ جدیدش هم شده 45000
تومان
تا گرونتر نشده برید بخرید
حالا هی ما به شما بگیم بیاید بوشهر خورشت سبزی بخورید شما نیایید
 
آقاي بانمك رامين‌خان

توي بوشهر قليه ماهي هست نه خورش سبزي جانم

:D
 
ahyanan in pizzaie perperook nis?!!
 
Post a Comment