Desire Knows No Bounds




Monday, July 13, 2009

فضای فاصله صد آه، فضای فاصله صد کوه..

همه جا می‌توانم پیداش کنم.

وقتی می‌گویی یه لحظه گوشی و من صدایت را می‌شنوم که با دیگرانی حرف می‌زنی که به تو نزدیک‌ترند تا من، در فاصله‌ای که هیچ سیمی و هیچ بی‌سیمی برای رساندن صداتان لازم نیست، وقتی چند بار علامت سوال می‌فرستم و buzz نمی‌فرستم که دل آدم را هری می‌ریزاند، انگار شانه‌های یکی را که توی جمع، رفته توی خلوت خودش، محکم، مزاحم٬ بی‌رحم، تکان بدهی.

وقتی میان جمع من و تو، خیره شده‌ای به نامعلوم و هی صدایت می‌کنم، هی دست تکان می‌دهم جلوی چشم‌هات، و نمی‌بینی‌ام.

وقتی چند روزی پیدات نمی‌شود، وقتی جواب تلفن نمی‌دهی، جواب نامه را هم، و می‌دانم قرار دیدار طلبیدن هم حماقت است، نافهمی‌ست.

وقتی نگرانی را باید بگذارم پشت رعایت، پشت فهمیدن، و سخت است این، سخت است.

[+]


Comments:
فقط تو این بلاگ حرف دلم رو پیدا میکنم از بس که رمقی برای نوشتنش نمونده
سخت ترین کار دنیا درک کردن حال و هوای کس دیگه س
مخصوصا" اگه جنس مخالف باشه
 
hamoon ke in ghablie goft! be ezafe inke alan 3 sa@e montazeram biad o nayoomade:(...! che zood adama ghararashoon yadeshoon mire!
 
رابطه ي دو جور رو تجربه كردم هم اوني كه نوشتي و هم برخورد هاي مقابلش رو..هر دو لذت خودشون رو دارن چه اون موقع كه سعي مي كني ناكجاي نگاه معشوقت رو دريابي و چه اون موقع كه اين چيزها نيست همه چيز ساده و بي پيچيدگي هست...بدون "ورا" و ناكجاها..

در نهايت بايد ديد كدامش رابطه و خودت رو شاد تر مي كنه

....
 
همه جا می توانم پیدایش کنم...گاهی حتی توی طپش بی مهابای سینه ام...همه جا...حتی توی چشمهایم در آینه...که با من وعده ها دارند
 
Post a Comment