Desire Knows No Bounds




Sunday, July 26, 2009

مردی که زنی را دوست دارد، تنها به نقص‌های معشوق، به هوس‌ها و ضعف‌های او نيست که وابسته است: چين‌های صورتش، خال‌هايش، لباس‌های ژنده‌اش، و يک‌وَری راه رفتن‌اش، او را استوارتر و بی‌رحمانه‌تر از هرگونه زيبايی به زن وابسته می‌کند. اين را ديری‌ست همه می‌دانند.

خيابان يک‌طرفه -- والتر بنيامين


Comments:
گیر کار توو همون دوست داشتنه . خود گول نزدنه . چقدر زیادن دوست دارها و چقدر کمه دوست داشتن .دوست داشتن چه جوریه ؟یکی گفت دوست داشتن یه حسیه مث خفگی مث وقتی داری خفه میشی نفست بالا نمیاد خرخر میکنی دوست داشتن یه حالیه مث جان کندن مث لحظات آخر ... یگی دیگه گفت پس چرا توو این حال و روز نیستند خیلی ها . همون قبلیه گفت از بس که دوست نمیدارن ...دوستیشون از نوع اوون مردی که یه زنی رو دوست داشت نیس . بس که دروغ میگن ... کاش میشد ...کاش میشد جان کند خفه شد . کاش میشد اونقدر دوست داشت که نفس بالا نیاد . خفه شد . مرد .کاش میشد لااقل یه همچی آدمی رو میدیدیم و بحالش غبطه میخوردیم حسرت میکشیدیم .کاش یه دونه خوشا از عاشقی مردن هم ما به عمرمون میدیدیم تا ناکام از دنیا نریم .توو این مملکت به این بزرگی یکی پیدا نمیشه از عاشقی بمیره ... خوشا بحال مردی که زنی را دوست دارد و نقصها هوسها ضعفها و ... و یک وری راه رفتن معشوق اورا استوار تر .... ... کجاست ؟کاش میشناختیمش .
 
از اين جمله هاي قوي عمريه تو كتاب ها خوندم.....
شايد اين ها روياي دور نويسنده ها بودن
 
نکنید آقا جان!! نکنید!! نخوانید این کتاب را. ما را که ویران کرد... شما را خدا کند بسازد
 
نکنید آقا جان!! نکنید!! نخوانید این کتاب را. ما را که ویران کرد... شما را خدا کند بسازد
 
Post a Comment