Desire Knows No Bounds




Saturday, November 20, 2010

دیدی یه وقتایی تو یه جمعی یا تو یه بحثی، یکی به‌ت یه حرفی می‌زنه، اون موقع جواب نمی‌دی، اما شب‌ش هزار ساعت با خودت فکر می‌کنی و با خودت حرف می‌زنی که کاش فلان جوابو به‌ش داده بودم، کاش مقابل فلان حرف‌ش فلان عکس‌العملو نشون داده بودم. بعد شروع می‌کنی یه سری مکالمات و جر و بحث پایان‌ناپذیر با اون آدم، تو ذهنِ خودت، با خودت. شروع می‌کنی مکالمات احتمالیِ دفعه‌ی بعد رو پیش‌بینی کردن، و جواب اون مکالمات احتمالی رو تو ذهنِ خودت آماده کردن. رسمن یه دیالوگِ پرتنش با خودت برقرار می‌کنی. یه وقتی به خودت میای می‌بینی حال‌ت درست مث کسی‌ئه که داره دعوا می‌کنه، همون‌جور عصبی و غلیظ و پرخشم. بعد دیدی دفعه‌ی بعد که اون آدمه رو می‌بینی، یه درصد از اون مکالمات احتمالی هم اتفاق نمیفته؟ هیچ موقعیتی پیش نمیاد که بتونی اون جواب‌ها و اون حرفا و اون خشم رو به‌ش منتقل کنی، که خالی بشی. بعد دیدی چه‌جوری این حرفا جمع می‌شن رو هم، تلنبار می‌شن رو هم، یه عایق می‌سازن بین‌تون، خیلی وقتا یه طرفه، گاهی وقتا دو طرفه؟ دیدی چه‌جوری این خشم سرکوب می‌شه و ادامه پیدا می‌کنه، کهنه می‌شه، بو می‌گیره، حال‌تو به‌هم می‌زنه؟

به نظرم یه روزی شجاعت و جسارت و صراحت و انصاف‌ت رو جمع کن، بردار تمامِ حرفاتو بنویس، میل کن برا آدمه، و بذار تو خشم‌ت، نفرت‌ت، جر و بحثات و تمام چرک کهنه‌ای که به‌ش مربوطه شریک شه. یا از خودش دفاع می‌کنه و با هم دیالوگ برقرار می‌کنین و قانع می‌شین و جای چرک‌ها رو با ساولون ضدعفونی می‌کنین و خلاص می‌شین، یا کل رابطه تموم می‌شه می‌ره پی کارش. عوض‌ش یه عمر با بوی این عفونت سر و کله نمی‌زنین، عین یه قابلمه غذای کپک‌زده که بذاری‌ش تو یخچال، مبادا بوش بپیچه تو خونه.

وضعیت: به یه قابلمه‌ی کپک‌زده میل زده‌م و خلاص شده‌م و می‌رم یه‌خورده فرندز ببینم.


Comments:
موقعيت مشابه: هزاربار!
 
بعد دیدی این ایمیل زدنه چه همه چی رو درست می کنه. نه اینکه توی دنیای واقعی چیزی رو عوض کرده باشه مثلن، فقط اون خشم و نفرت درونت خالی میریزه بیرون. انگار مثلن یه غده چرکی رو فشار داده باشی. کم کم جاشم خوب میشه.
(برای من معمولا بعد از ایمله اون موقعیتی که قبلتر دنبالش بودم وپیدا نشده بوده بوجود میاد. یعنی میله دنبالش یه جرو بحث و دعوا هم داره. که اونم لازمه انگار)
کلن حرکت خوبیه
 
سلام .
اگه این موقعیت رو در حالتی فرض کنی که به اون طرف همچین ایمیلی رو میزنی و بعدش هیچ عکس العملی ، تاکید میکنم هیچ عکس العملی ازش نمیبینی و حتی نمیدونی اصلا به یه جاش هست یا نه .. اونوقت چی ؟ احساسی بهت دست میده از اولش بدتر .. اهورا
 
راست میگه، من تا وقتی جواب ایمیلم و نگیرم حالم بده و انگار نزدم
انقدر بدم میاد آخرین اس ام اس رو من بزنم
خوش به حالت که فزندزت تموم نشده هنوز :(
 
وایچه همه لایک ایت به خداااااااا ارتباط بر قرار کردم کلی
 
حس و حال کامنت دومیه خیلی بده یعنی راست میگه اگه طرف عین خیالش نباشه دیگه هیجی، مگه آدم آروم میشه؟ اما خوبیش اینه که بالاخره باید یه جا یه چیزایی معلوم شن دیگه...موافقم حتی اکه اون هم جواب نده خیالی نیست مهم اینه که آدم دیگه عوضش حرفشو زده، اگه طرف هم بفهمه که خوب رابطه شون رو از گندیدگی نجات دادند اگر طرف هم نفهمه آدم خودش رو از گندیدگی فکر نجات داده!
خیلی خوبه
 
kheili keif kardam... chon daghighan yek saate pish az hamin emaila zadam va koli aroom shodam! :D
badesh chon nemitoonestam beram friends bebinam sare kar!!! neshastam be khoondan va yaftane weblog haye dige :)
 
kheili keif kardam... chon daghighan yek saate pish az hamin emaila zadam va koli aroom shodam! :D
badesh chon nemitoonestam beram friends bebinam sare kar!!! neshastam be khoondan va yaftane weblog haye dige :)
 
یعنی انگاری همه اون چیزی که چند وقت پیش تو فکرم بود رو دیدی و خوندی و نوشتی! همذات پنداری کردم بدجور..
 
به نظر من اگه طرف جواب هم نداد اهمیتی نداره یعنی درواقع وقتی باید براش نوشت که جواب دادن یا ندادنش مهم نباشه بلکه گفتن و بیان کردن و در میون گذاشتن اون چیزهایی که ذهن و فکر آدم رو مشغول کرده حرفهایی که بقول تو همه اش تو خیال آدم با طرف انجام میشه و هیچ وقت به زبون نمیاد! باید با همونی که بهش مربوطه در میونش گذاشت..این یه جورایی روراستیه حالا طرف توان درکش رو نداشت هم مشکله خودشه!
 
movafeq ba mehdi va cheqadr khub ke tanha nistam !
 
Post a Comment