Desire Knows No Bounds




Saturday, July 30

آیا آدمِ نیکوکار و موزیک-بازی این حوالی، آلبوم‌های «مارکوف» رو داره؟
carpediem1[@]gmail
..
  



Friday, July 29

با خودم گفتم هنوز که وسط‌های مستی‌ایم مسیر حرفا رو به سمتی بکشونم که بتونم سؤالامو بپرسم و حرفامو بزنم و دل‌شو به دست بیارم هم.
از وسط‌های مستی رد شدیم و مسیر حرفا رفت یه سمت دیگه و سؤالام نپرسیده موند و فرصت نشد حرفی بزنم بس‌که دل از دست رفت.
..
  



Monday, July 25

آدم همیشه فکر می‌کنه بین «هرگز»ها با «هوم؟ خب باشه»های زندگی‌ش هزار کیلومتر فاصله‌ست. رسد آدمی به جایی اما، که می‌بینه یه جاهایی اون هزار کیلومتر قاطع و غیر قابل اغماض، در عمل پنج شیش متر بیش‌تر نبوده و نیست؛ گیرم پنج شیش مترِ نفس‌گیر و طاقت‌فرسا.
..
  



Sunday, July 24

زندگی‌م شده عین این فیلما. می‌گه تو فقط یه هفته بیا با من بریم اسپانیا، بعد دیگه تا آخر عمرت هم نخواستی منو ببینی نبین. قول می‌دم بعدش هر کاری تو بگی بکنم.
در اوج هزارسالگی و با این‌همه ادعا، هیچ‌رقمه نمی‌تونم درک کنم چی تو سرِ این مرد می‌گذره. به دوستِ پیغمبرم می‌گم بفرما، همینو می‌خواستی؟ آقای پیغمبر که نمی‌تونه خودشو از شدت خنده جمع کنه می‌گه حالا یه‌خورده اعصابت که آروم‌تر شد به‌ت می‌گم تو سفر چی‌کار کنی.
بدین‌وسیله شک ندارم سناریوی زندگی منو به جای دست تقدیر، آقامون وودی آلن نوشته و بس.
..
  




از دل جاده و جنگل و ده و شهرستان برگشته‌ام خانه. سفری طولانی با مردمان ساده‌ی کامل. حال و هوایم جنگلی‌ست هنوز. خنکای عصرهای «کورو» و ژاکت و پتو و جوراب و قلیان و الخ. بساط خنده و عیش و نوش و برد و باخت و بیدارماندن‌های تا دم صبح و کله‌پاچه و دنیا به کام ما. کفش‌های گِلی و سرزانوهای زخمی و دماغ‌های قرمز سوخته‌مان هم سرجهازیِ ماجرا بود به هر حال. این‌جا اما بعد از دو هفته همان‌جور است که بود. جدی و عبوس. همه‌چیز همان‌جور دودوتاچهارتا، شکننده، بدقلق. انگار دیگر این خانه خانه‎بشو نیست. انگار از وسط یک تمِ ملوی باباکرم‌طور بی‌هوا پرت شده باشی تهِ اپرای کذایی هندل، همان که سخاوت‌مندانه اضطراب می‌ریزد به جانِ آدم.
..
  



Tuesday, July 12

یخچالای خونه‌ها شبیه آدمان. هر کدوم کاراکتر خودشونو دارن. یخچال خونه‌ی مامان‌اینا یه زنِ چاق و خوش‌رو و خون‌گرمه، عاشقِ مهمون و آماده‌ی صدجور پذیرایی از مهمونای سرزده. یخچالِ خاله‌بزرگه یه معلم ریاضیه با کلی ورقه‌ی تصحیح‌نشده، خیلی جدی و منضبط، با وقتِ قبلی. یخچال‌ خونه‌ی مامان‌بزرگ مث داییِ آدم می‌مونه، یه آقای چارشونه‌ی موجوگندمیِ خوش‌بوی خوش‌برخورد. یخچال خاله‌کوچیکه یه معلم مهدکودکه، جوون و زبر و زرنگ و رنگی‌پنگی. یخچال آقای دوستم یه جوونِ مجرد شلخته‌ست، که عنق اما باکلاسه و خیلی سیگار می‌کشه. یخچال خونه‌ی من یه خانوم مهندس لاغر قدبلنده، شیک و عینکی. امروز اما بعد از چند روز که برگشتم خونه، دیدم یخچالم پر شده از میوه‌های آب‌دار باغ، توت سفید درشت و زردآلو به چه گندگی و قیسی و آلو و گوجه و خربزه، ترشی خونگی و مربا و آب‌لیموی دست‌ساز و یه‌جور نون خوش‌بوی محلی. امروز یخچالم ازین زناست که بدن‌شون خیلی زنه، نه که چاق باشن اما دوپرده گوشت دارن، خودمونی و ترگل‌ورگل با یه پیرهن چین‌دارِ رنگی.
..
  



Monday, July 11

اتفاق‌های رنگارنگ مثل کِرم در هم می‌لولند این روزها. آدمِ این‌همه هیاهو نیستم من. خودم را می‌زنم به نشنیدن، می‌ایستم کناره‌ی راه، تا بگذرد تمام شود برود این غائله‌یِ پرافت‌وخیز. طولانی‌ست اما همه‌چیز. طولانی‌ و گرم و پرهیاهو. کند می‌گذرد بی‌پدر.
..
  



Friday, July 8

- 10 -

از آن وقت‌های کش‌دار تنبلی‌ست. حوصله‌ی هیچ کاری ندارم جز همین کنارت دراز کشیدن و فیلم دیدن. باد کولر هُرهُرکنان می‌خورد به تابه‌ها و قابلمه‌ها و صدای‌شان را درمی‌آورد. یک‌جور صدای بَمی که آدم را یاد قاطرهای درکه می‌اندازد و امام‌زاده‌داوود. خانه تاریک است. حواسم را داده‌ام به فیلم، شش دنگ. می‌گویی که بریم اسپانیا اول، آره؟ می‌گویم بریم اسپانیا اول، اوهوم. حواسم پی فیلم است و اسمش و فیلم‌نامه‌ی خوش‌چفت‌وبستش، یک دنگ و نیمش اما می‌رود اسپانیا، یا نه اصلن، همین‌جا، پی این چیز بی‌نام‌ونشان و بی‌چفت‌وبستی که آمده بی‌حرف جا خوش کرده توی زندگیم، درست وسط همین روزهای گرم و شلوغ.

Labels:

..
  



Tuesday, July 5

استیسی به هاوس:
چیزی که در موردت جالبه، اینه که همیشه فکر می‌کنی حق با توئه. چیزی هم که خسته‌کننده‌س، اینه که بیش‌تر وقت‌ها درست فکر می‌کنی. تو فوق‌العاده‌ای، بامزه‌ای، غافل‌گیرکننده‌ای، جذابی ... اما با تو من تنهام درحالی که با مارک جا برای من هم هست.

House M.D، فصل اول، قسمت آخر
از گودر عطا


مرد می‌گوید: تو پیچیده‌ای. آدم نمی‌دونه باهات چی‌کار کنه. هر بار هر واکنشی نشون می‌دم، فرداش معلوم می‌شه یه انتظار دیگه‌ای داشتی ازم. همیشه منو بچه فرض می‌کنی. همیشه مطمئنی حق با توئه و یه درصد جا نمی‌ذاری واسه این‌که ممکنه حس‌های تو هم اشتباه باشن، ممکنه تو هم اشتباه کنی. همیشه خودتو آدم‌بزرگ رابطه می‌دونی.

زن می‌گوید:
زن چیزی نمی‌گوید. بله. زن فکر می‌کند اغلب اوقات حق با اوست. زن فکر می‌کند همیشه به ناچار باید نقش مادرِ رابطه را بازی کند و همیشه از این نقش خسته می‌شود. زن همیشه در این نقش تنها می‌ماند. زن خسته می‌شود و مرد را خسته می‌کند. زن احساس تنهایی می‌کند.
..
  




آقای ایگرگ قراره بیاد این‌جا
واسه اولین بار
هیجان‌زده‌مه
..
  



Monday, July 4

صبح رفتم جنگ. بی‌اسلحه. نای جنگیدن نداشتم. رفتم حاضری بزنم برگردم. حالا برگشته‌ام. گرسنه و خواب‌آلود. دلم می‌خواهد دوازده ساعت بخوابم، عمیق و بی‌وقفه. نمی‌دانم جنگ را برده‌ام یا نه. بعضی بازی‌ها بردن ندارد اصلن. بازی‌کردن‌اش کافی‌ست تا فرسوده‌ات کند. این‌جا که برگشته‌ام خوب است. خوب و خنک و خلوت. بفهمی‌نفهمی بوی کباب می‌دهد هنوز. دلم می‌خواهد «تمامن مخصوص» را بردارم بروم همین کافه‌ی روبرو. موکا سفارش بدهم با تارت شکلات. یک ساعتی کتاب بخوانم. فرسوده‌ام.
..
  



Saturday, July 2

ساعت و هشت و پن دیقه پسرک زنگ زد که «خب؟؟»
کره‌بز، مردی شده واسه خودش
..
  




گفتم بمان، نشنید و رفت..

یه روز، حوالی سال چل و دو، سوار ماشین جین‌جین بودیم، با نوید، اوتوبان مدرس، یه‌چی شروع کرد به خوندن: "گفتم کجا"ی کویتی‌پور. صدای ضبط بلند بود و سه‌تایی داشتیم حال می‌کردیم با آهنگه و ملت دوروبر تو کف سنخیت قیافه‌های ما، با آهنگی که داره پخش می‌شه. یادمه رفتم نوارشو (اون وقتا سی‌دی تازه اختراع شده بود) خریدم و هزاربار گوش دادم. بعدنا دیگه ضبط‌مون پیر شد و من سی‌دی‌شو نداشتم و هرگز نشد گوش کنم‌شون. امروز دیدم این رفیق عرزشی‌م لینک‌شو برام فرستاده. شروع کردم به گوش کردن، بعد اما راه نداشت با اسپیکر لپ‌‌تاپ طبعن. وصل‌ش کردم به آمپلی‌فایر گالری، شروع کرد به خوندن. منم رفتم تو سالن نشستم زیر باند به گوش دادن. بعد خب اصن یه وضعی‌ئه، این آهنگه با کارایی که رو دیواره.

دانلود
..
  


Archive:
February 2002  March 2002  April 2002  May 2002  June 2002  July 2002  August 2002  September 2002  October 2002  November 2002  December 2002  January 2003  February 2003  March 2003  April 2003  May 2003  June 2003  July 2003  August 2003  September 2003  October 2003  November 2003  December 2003  January 2004  February 2004  March 2004  April 2004  May 2004  June 2004  July 2004  August 2004  September 2004  October 2004  November 2004  December 2004  January 2005  February 2005  March 2005  April 2005  May 2005  June 2005  July 2005  August 2005  September 2005  October 2005  November 2005  December 2005  January 2006  February 2006  March 2006  April 2006  May 2006  June 2006  July 2006  August 2006  September 2006  October 2006  November 2006  December 2006  January 2007  February 2007  March 2007  April 2007  May 2007  June 2007  July 2007  August 2007  September 2007  October 2007  November 2007  December 2007  January 2008  February 2008  March 2008  April 2008  May 2008  June 2008  July 2008  August 2008  September 2008  October 2008  November 2008  December 2008  January 2009  February 2009  March 2009  April 2009  May 2009  June 2009  July 2009  August 2009  September 2009  October 2009  November 2009  December 2009  January 2010  February 2010  March 2010  April 2010  May 2010  June 2010  July 2010  August 2010  September 2010  October 2010  November 2010  December 2010  January 2011  February 2011  March 2011  April 2011  May 2011  June 2011  July 2011  August 2011  September 2011  October 2011  November 2011  December 2011  January 2012  February 2012  March 2012  April 2012  May 2012  June 2012  July 2012  August 2012  September 2012  October 2012  November 2012  December 2012  January 2013  February 2013  March 2013  April 2013  May 2013  June 2013  July 2013  August 2013  September 2013  October 2013  November 2013  December 2013  January 2014  February 2014  March 2014  April 2014  May 2014  June 2014  July 2014  August 2014  September 2014  October 2014  November 2014  December 2014  January 2015  February 2015  March 2015  April 2015  May 2015  June 2015  July 2015  August 2015  September 2015  October 2015  November 2015  December 2015  January 2016  February 2016  March 2016  April 2016  May 2016  June 2016  July 2016  August 2016  September 2016  October 2016  November 2016  December 2016  January 2017  February 2017  March 2017