Desire Knows No Bounds




Tuesday, July 30, 2013

دراز کشیده همین بغل، همین بغل من، لپ‌تاپ رو پاش ورورور تایپ. دراز کشیده‌م همین بغل، همین بغل‌ش، لپ‌تاپ رو پام، گاهی تایپ، گاهی اسکرول. هرازگاهی با نوک پاش می‌کشه رو ساق پام که یعنی هی، حواسم هست به‌م. آی‌نو. نیم ساعت دیگه هم باز گشنه‌مون می‌شه می‌ریم پلو درست می‌کنیم با مرغ لابد، برمی‌گردیم همین‌جا باز، همین بغل، ورورور. 

یه جور صلح رو لبه‌ای دارم باهاش که سال‌ها بود یادم رفته بود.


Comments: Post a Comment