Desire Knows No Bounds




Saturday, January 30, 2016

به دستیارم گفتم قراردادها رو برام ای‌میل کنه. برام ای‌میل کرد. فایل رو که باز کردم دیدم اوه، قراردادها پرن از «می‌باشد»! طبعا نمی‌تونست کار من باشه. بهش اسمس دادم که گمونم ورژن ادیت‌نشده‌ی خام رو برام فرستادی اشتباهی. جواب داد «خودمم همین فکرو کردم راستش. داشتم با خودم می‌گفتم چه‌طور ممکنه یه قراردادی که آیدا نوشته‌تش این‌همه «می‌باشد» داشته باشه بی‌که نیم‌فاصله».
قرارداده به هرحال احتیاج به جرح و تعدیل داشت، لذا پرینت کردم نشستم به ادیت.  سپس توجهم به این نکته جلب شد که چه سخت!

یه جا تو کتاب «به زبان آدمیزاد»، یادداشت‌هایی در ستایش پاکیزه‌نویسی و نکوهش شلخته‌نگاری در متون اداری و رسانه‌ای، نوشته‌ی رضا بهاری، نوشته بود:
«با سلام... از آن‌جا که مکاتبات هر اداره‌ای در حکم اوراق هویت آن اداره می‌باشد، به همکاران توصیه می‌گردد که در مکاتبات خود از آوردن افعال ناپسندی نظیر میباشد و میگردد و مینماید خودداری نمایند.»
حالا شده بود حکایت من. گیرم که می‌باشدها رو است کنم، با ناظر مرضی‌الطرفین و لازم‌الاجرا و الخ چه کنم!

به هر حال تلاش خودمو کردم. سپس قراردادو فرستادم برای مشاور حقوقی‌م، و اونم بدون گیر دادن به است‌ها، با چندتا تغییر جزئی قرارداد رو تایید کرد رفت پی کارش. من؟ خیلی جاها سعی می‌کنم در مکاتباتم، اعم از جدی و غیرجدی و اداری و غیراداری، لحن و پاکیزگی نوشته رو رعایت کنم. نمونه‌ی آخرش نامه‌‌ی خودم بود از طرف گالری به معاون تجسمی ارشاد، که همون‌جا تو جلسه‌ی ارشاد کلی باعث تعجب و تقدیر رفقامون شده بود. با این‌حال اما یه جاهایی هم هست در زندگانی، که هر کاری بکنی، باز می‌بینی بین دوراهی می‌باشد و است گیر افتادی، بی‌که بتونی به سادگی است‌ها رو بذاری جای می‌باشدها.

پ.ن. توصیه می‌کنم کتاب «به زبان آدمیزاد» رو بخونین. کم‌برگه و یه ساعت بیشتر وقت نمی‌بره. من هم‌چنان دون‌کیشوت‌وار معتقدم می‌تونیم ولو به قدر پنج سانت، دور و برمون رو با همین نقطه ویرگول‌ها و است‌ها و نیم‌فاصله‌ها فرهنگ‌سازی کنیم. به شرطی که خسته نشیم و جا نزنیم. به نظرم خسته نشیم و جا نزنیم.


Comments: Post a Comment