Desire Knows No Bounds




Tuesday, May 10, 2016

پی‌نوشت پست قبلی: بعضی چیزا هستن در زندگانی، بعضی اتفاقا بعضی جاها، که زندگی رو به قبل و بعد از خودشون تقسیم می‌کنن. که دیگه کم‌کم از خودشون فاصله می‌گیرن، از هویت شخصی‌شون جدا می‌شن، تبدیل می‌شن به یه حالِ جمعی، تبدیل می‌شن به یه صفت، به یه ژانر، به یه حالِ خوش، به یه ویژگی تکرارنشدنیِ منحصر‌به‌فرد. «سوفیتل» برای من یکی ازون جاهاست، مث اون اولین سفر چارنفره‌مون به ترکیه، مث اون عاشورای خونه‌ی سارااینا، مث گودر، مث رشت.


Comments: Post a Comment