Desire Knows No Bounds




Monday, June 6, 2016

پراگ: مضارعِ ساده

من هميشه جاهايى پيروز شدم كه هرگز حضور نداشتم. خميده به جلو، در حال نگريستن به سمت محال.
هر كس الكل خودش را دارد. من در زيستن الكل كافى پيدا مى‌كنم. مست از احساس شخصى در اطراف ول مى‌گردم و درست مى‌روم: وقتى زمانش برسد مثل ديگران سر از دفتر كارم درمى‌آورم. اگر زمانش نرسد به سوى رودخانه مى‌روم و مثل ديگران رودخانه را تماشا مى‌كنم. من همانى بوده‌ام كه هستم. و فراتر از اين‌ها، آسمان شخصى خودم را مخفيانه ستاره‌باران مى‌كنم و جاودانگى خودم را دارم.

كتاب دل‌واپسى---فرناندو پسوآ

Labels:



Comments: Post a Comment