Desire Knows No Bounds




Sunday, June 19, 2016

از گذشته فاصله گرفته‌ام. فکر می‌کنم عاقبت از گذشته‌ای که سال‌ها مانند پوستْ به تن‌ام چسبیده بود فاصله گرفته‌ام و در حالْ زندگی می‌کنم. گاهی به سختی من‌ای را که بودم به یاد می‌آورم. اطرافیانم نیز. امروزِ منْ تجسم رؤیایی‌ست که تا دیروز خیال می‌کردم هرگز به واقعیت نخواهد پیوست. حالا اما باور می‌کنم که هرگز بی‌امیدْ زندگی نکرده‌ام و هرگزتر باورم را به خودم، و به زندگی از دست نداده‌ام. حالا امروز، میانه‌ی رؤیاهای قدیم، خیالِ رؤیاهای جدید را در سر می‌پرورانم. بی‌رؤیا گیاهی بیش نیستم و با رؤیا، سراسرْ شهوتِ زندگی می‌شوم. از رؤیاپردازی دست نمی‌کشم.

یادداشت‌های شبانه --- سیلویا پرینت، تحت لیسانس اوریانا فالاچی

Labels:



Comments: Post a Comment