Desire Knows No Bounds




Sunday, December 11, 2016


سیزیفِ درون via قطعات افقی

 از متن:

امروز که داشتم این نقاشی «آرنولد بوکلین» را نگاه می‌کردم یاد داستان «گودمن براون جوان» افتادم. او که سه ماه از عروسی‌اش گذشته، وسوسه می‌شود تا شبانه از مراسمی سرّی دیدن کند. او در طول آن شب روحش را به شیطان می‌فروشد.


از دیگر داستان‌های مهم هاثورن که می‌توان آن را جزو ده داستان برتر ادبیات به شمار آورد «ویکفیلد» است. مردی که بدون هیچ دلیلی خانه و همسرش را ترک می‌کند و در خانه‌ای یک کوچه بالاتر از خانه‌ی خودش شروع به یک زندگی پنهانی می‌کند. آن مطرود خودخواسته به گمانم قابل ترحم‌ترین انسان باشد. سرنوشت او، بارها، دردناک‌تر از سرنوشت سیزیف است. هر بار بعد از خواندن این داستان، از قدرت خودویرانگری انسان بر خود لرزیده‌ام.


Labels:



Comments: Post a Comment