Desire Knows No Bounds




Friday, January 6, 2017

bakteri, بی‌کتری

داشتم می‌رفتم فرودگاه، هیشکی خونه نبود، رو تخته براشون پیغام گذاشتم نو فایر ات هوم گایز، پلیززز. -عادت دارن زیر کتری رو روشن کنن برن پی کارشون تا کتری و قوری هر دو ذوب شن و ماهی دوبار کتری قوری می‌خریم ما، بلی- برگشتم دیدم زیر پیغامم نوشته‌ن همه‌ی مامانا می‌گن نو بوی‌ز پارتی‌ز، مامان ما دغدغه‌ش کتریه. و البته که کتری جدیده هم باز الموست ذوب شده بود.


Comments: Post a Comment