Desire Knows No Bounds




Saturday, March 18, 2017

دوست قشنگم عموماً لایف‌استایل کاریِ منو مسخره می‌کنه و تا می‌گم کار دارم معتقده یا دارم می‌رم مهمونی، یا دارم می‌رم بار. این چند وقت اخیر اما، که تا حالا دو بار باهام اومده تو مهمونیا، مخصوصا دیشب که یه مهمونی جمع و جور شیش‌نفره بود و تا حدی مجبور به معاشرت، نصف شب به این نتیجه رسید که نه تنها خدا بهم صبر بده که باید بهم سختی کار بِدن هم، ال سطح مکالمات و معاشرات. بابت مهمونی دیشب نه تنها تا ظهر خوابه هنوز، که نه حاضره بیاد بزرگداشت کیارستمی، نه مهمونی ناهار، و نه بوک لانچ موزه.

می‌خوام بگم یه چیزای لوکس و پر زرق و برق فقط به مذاق کلاغا خوش میان و آواز دهل و الخ.

پ.ن. «سطح نتیجه‌گیری» بهم اسمس داد که من هم‌اکنون چند لایه تَرَک خوردم.


Comments: Post a Comment