Desire Knows No Bounds




Tuesday, April 25, 2017

سخت‌تر از بریک‌آپِ خودِ آدم، بریک‌آپِ بچه‌ی آدمه. دخترک بریک‌آپ کرده و حسابی غمگینه در حدی که به سیب‌زمینی سرخ‌کرده هم هیچ وقعی ننهاد. بعد از پنج شیش ساعت از تو اتاقش زرافه رو صدا کرد که میای با هم بشینیم هری‌ پاتر ببینیم؟ هری پاتر کنجِ امن‌شه. برای هضم هر اتفاقی به هری پاتر روی میاره. هری پاتر، فرندز دهه هفتادیاست. زرافه هم از تو اتاق خودش جواب داد نه، دارم دیپارتِد می‌بینم؛ اگه می‌خوای بیا با من ببین. رفتم تو اتاق زرافه با صدای یواش بهش گفتم برو بشین باهاش هری پاتر ببین، بریک‌آپ کرده، گناه داره؛ می‌دونی که من از هری پاتر هیچی نمی‌فهمم. با همون صدای یواش جواب داد خودت برو باهاش بشین ببین مادرم، بلکه اون پسره باعث شه هر دوتون رستگار شین.

آبویسلی زرافه از دوست‌پسر دخترک خوشش نمیاد.


Comments: Post a Comment