Desire Knows No Bounds




Wednesday, May 17, 2017


هنوز که هنوزه، این کار از مجموعه‌ی «یخ»ِ علی-رامیار، میخکوب‌م می‌کنه. هنوز که هنوزه نتونسته‌م بزنم‌ش رو دیوار خونه‌م. هنوز که هنوزه، با تماشای این مجموعه، مخصوصاً این عکس، تمام اون بهت و استیصال و ناباوری ۸۸، لحظه‌ای که نتیجه اعلام شد، آوار می‌شه روی سرم.
این بار اما، این جمعه رو اگر به سلامت از سر بگذرونیم، مجموعه‌ی «یخ» رو از توی انبار کارها درمیارم و می‌زنم روی دیوار خونه. به نظرم بتونم این‌بار، بی‌بغض و بی‌خشم و بی‌یأس نگاه‌شون کنم. که احساس کنم در حد بضاعت‌مون، قدم برداشتیم، تونستیم، و شد.


Comments:
خدا رو شکر که رستگار شدیم
 
Post a Comment