Desire Knows No Bounds




Wednesday, May 10, 2017

رویدادها شخصیت انسان را تعیین نمی‌کنند، بلکه آن را برملا می‌سازند.

می‌گن آدما رو تو سفر بشناس. سفر یه ‌جورایی دموی رابطه‌ست. تجربه‌ی اشل کوچیک زیر یه سقف بودن با هم‌سفرت. زیر سقف هواپیما، هتل، رستوران، بار، تاکسی، جاده، همه‌چی. تو سفر، عادات کوچیک و روزمره‌ی آدما دیده می‌شه. این‌که آدم چه‌جوری و با چه کیفیتی بیدار می‌شه. چه‌جوری روزشو شروع می‌کنه. از تخت، توالت یا حموم که بیرون میاد، پشت سرش که بری نگاه کنی با چه فضایی مواجه می‌شی. رفتارش با چمدونش، با وسایل شخصی‌ش، و در مقابلْ با فضاهای مشترک بین هم‌سفرا چه‌جوریه. چه عادات غذایی‌‌ای داره. چه جوری تفریح می‌کنه، خوش می‌گذرونه، از چیا لذت می‌بره. چه جوری خرید می‌کنه. حتا نحوه‌ی چِنج کردن و حمل کردن پول حین سفر خودش یکی از مهم‌ترین وجوه شخصیتی آدما رو نشون می‌ده به زعم من. شخصیتی که آدما تو تهران از خودشون نشون می‌دن، با آن‌چه در سفر می‌بینید به کل متفاوت است. یه آدمی رو هزارساله می‌شناسی و وقتی دو بار باهاش می‌ری سفر، دیگه فرار رو بر قرار ‌ترجیح می‌دی. یه آدمی رو هم اصلا حاضر نیستی تو تهران باهاش معاشرت کنی، اما چارتا سفر که باهاش می‌ری تازه درمیابی که آب در کوزه و ما فیلان بوده اوضاع.

یه روزی فرزندان‌مو صدا کردم، به جای این‌که چند دسته تَرکه بدم به‌شون، گفتم هر وقت یکی براتون جدی شد تو زندگی، قبل از این‌که جدی‌تر بشه براتون تو زندگی، چندبار باهاش برین سفر داخلی و خارجی. بعد اگه بازم حاضر بودین باهاش باقی دنیا رو بگردین، اون‌وقت می‌تونه خیال‌تون راحت باشه که تا ۴۰درصد انتخاب درستی کردین. در این صحنه دخترک فرمود: هانی شما نصایح‌تون هم لاکچری‌ه. ما فوقش تا لواسون بریم بیایم. زرافه هم افزود: اوهوم۲.

انی‌وی، اتفاق مهمی که در سفر میفته، تماشای عمل/عکس‌العمل آدماست در مواقع بحران. در مواجهه با اتفاق‌های غیر قابل پیش‌بینی. این مشاهده، یکی از مهم‌ترین قسمت‌هاییه که آدما رو می‌شه بر اساسش شناخت. بیشتر شناخت. از گم شدن کیف پول یا چمدون گرفته تا تغییر برنامه‌ی ناگهانی سفر تا سه بار پشت سر هم از پرواز جا موندن تا مریض شدنِ سخت، حین سفر تا هزار و یک آیتم دیگه. که اصلا، مشاهده‌ی آدم‌ها حینِ مواجهه با بحران، ادبیات‌شون، نحوه‌ی برخوردشون، نوع  هندل کردن اتفاق و خاطره‌ای که بعد از اون بحران به جا می‌مونه، به زعم من، مهم‌ترین ویژگی شخصیتی یک آدمه. و تو  همین مواجهه، تماشای عمل/عکس‌العمل‌های آدما حین بحران‌های مالی یا عاطفی، عمیق‌ترین و تاثیرگزارترین و در عین حال پنهان‌ترین ویژگی‌های شخصیتی اون آدم رو برملا می‌کنه. از لفظ «برملا» با تمام بار منفی‌ش استفاده می‌کنم، چون متأسفانه این مشاهده، اکثر اوقات مشاهده‌ی خوشایندی نیست. یه هو با شخصیتی مواجه می‌شی که حین معاشرت در تمام چند سال گذشته در مخیله‌ت هم نمی‌گنجیده. اون زاویه‌ی پنهان، مهم‌ترین ملاک قضاوت منه برای انتخاب کردن معاشر، دوست، رفیق.

عزت نفس، مناعت طبع، روراستی، بخشندگی، و تواناییِ «عبور کردن» و «پشت سر گذاشتن» بحران‌ها و ماجراها. برآیند اینا برای من می‌شه بلوغ، می‌شه مچوریتی. می‌شه مهم‌ترین فاکتور اعتماد به یه آدم دیگه. و هیچ جا به اندازه‌ی سفر، این معیارها در شکل خالص و بی‌پیرایه‌ی خودشون نمی‌زنه بیرون.

لابد از همین روست که شاعر فرموده بسیار سفر باید.


Comments:
یس از همین روست واقعا و الباقی درصد ها می شه به نوع خوابیدن در تخت در چادر در چمن روی آب و غیره بسنده کرد
 
Post a Comment