Desire Knows No Bounds




Sunday, January 28, 2018

دراز کشیده‌م رو تخت. بیرون برف می‌باره. دارم از پنجره‌های قدی، برف تو حیاطو تماشا می‌کنم. پولانسکی پنجره رو باز می‌کنه. باد و سرما و هوای تازه میاد تو. سردم می‌شه مچاله می‌شم زیر پتو پتو رو می‌کشم رو سرم دست‌مو دراز می‌کنم موبایل‌مو برمی‌دارم می‌برم زیر پتو تو اینستا به ادامه‌ی برف تماشا کردن‌م می‌پردازم.


Comments: Post a Comment