Desire Knows No Bounds




Sunday, January 7, 2018

‌شبْ شانزْدهْ




فلیسیا دستش را شانه کرد لای موهای او: «چه آرامش عجیبی به آدم می‌دهی.»
چاهِ بابِل --- رضا قاسمی


Comments:
نازنین؛
هنوز
طعم گس گیسوانت
آب می اندزد به دهان خاطره...
مِشکی شده است زبان دستم
مُشکبو شده است لبان مستم
لولی وش
 
Post a Comment