Desire Knows No Bounds




Tuesday, February 20, 2018

از همون روز دختران خیابان انقلاب تا امروز، شال سرم نکرده‌م. با یه کاپشن شلوار ساده و موی کوتاه تردد می‌کنم. روزی ده بار مردم بهم آفرین و ایول می‌گن و از شجاعت‌م تعریف می‌کنن. تو محل خودمون گمونم کم‌کم عادی شده بشه قیافه‌م برای هم‌محلی‌ها. داشتم فکر می‌کردم منی که به هزار و یک دلیل نمی‌خوام برم رو پست برق وایستم و شال‌مو بزنم سر چوب، این کارو که می‌تونم بکنم. و کرده‌م هم. داشتم فکر می‌کردم اگه همه‌مون، همه‌ی ما زنا، تصمیم بگیریم روسری رو سرمون نباشه وقتی بیرونیم، چی می‌شه؟ بی‌که لزوما بریم رو پست برق وایستیم، می‌تونیم کم‌خطر و کم‌هزینه شال‌مون رو سرمون نباشه. خیلی عادی و معمولی. حتا می‌تونیم همه‌مون موهامونو از ته بزنیم و دیگه هیچ گیری هم نتونن بهمون بدن. کافیه تعدادمون زیاد شه و هزینه‌ کم شه و عادی و معمولی باشه. نه هیاهویی نه جنجالی نه بگیر و ببندی. این‌جوری اول از همه مردم عادی عادت می‌کنه چشماشون، می‌بینن زمین به آسمون نمیاد و اتفاق عجیبی نمیفته، سپس هم گشت ارشاد با تعدد و فراگیر شدنش ناچار دست و پاشو گم می‌کنه و گره می‌خوره تو خودش، چون مجبور می‌شه از اتوبوس و مترو استفاده کنه برای بگیر و ببندهاش. که یعنی به نظرم می‌شه خیلی بی‌صدا و کم‌هزینه و معمولی و حتا شوخی‌شوخی، اما فراگیر و گسترده و پر تعداد، روسیری‌ها و شال‌ها رو سر نکرد.


Comments: Post a Comment