Desire Knows No Bounds




Sunday, June 10, 2018

سرعت کهولت جهان است 

پل ویریلیو گفته بود: «سرعت کهولت جهان است». کهولت ما هم هست. سرعت اخبار ما را پیر کرده است. کودکان هم پیر شده اند.

گفته بود فیلسوف‌ها از هایدگر و قبل از او زمان را دوام می‌دانستند. پیری چیست؟ کندی یا گذر عمر. ما وقتی که بمیریم بیشتر از سنمان عمر کرده‌ایم. حالا دیگر باید عمرمان را با اعدادی دیگر بشمارند. با واحدی دیگر. واحدها را ما نساختیم. شب بود و روز بود و هفته و ماه و سال. ما با چیزی، ما با طبیعت با عالم شمرده می‌شدیم. با عالم عمر می‌کردیم. ما را با شب و روز و با هفته که هفت روز و شب بود و با ماه میشمرند. ما را با زمین و خورشید می‌شمردند.

یک روز که به خاطر ترجمه نیاز داشتم که به کیارستمی نامه بنویسم و از اوپرسش‌هایی بکنم، از خود پرسیدم او کجاست. قبلا نامه را نشانی می‌بایست و نشانی در یک جایی ثابت بود. خانه در جایی ثابت بود و گاهی جز زلزله خانه را تکان نمی‌داد. خانه سرجایش گاهی فرومی‌ریخت. خانه کیارستمی در تهران بود. اما ایمیل نامه‌ای و نامه‌هایی بود بدون نشانی. نامه‌‌هایی بود که به او می‌رسید و او می‌توانست در هرجایی باشد و در هیچ‌کجا نباشد. نامه به او می‌رسید و نه به خانه‌اش. مکانش. خودش شده بود مکانش. و مکان مگر بدون زمان بود؟ هرکجایی، می‌گفتند صفت خداوند است. شما با خدا حرف می‌زنید و نمی‌دانید کجاست. نامه، عریضه در هر حال به او می‌رسد. من می‌دانستم ک ایمیل به کیارستمی می‌رسد. او می‌توانست در هر جشن‌واره ای در هر اتاق هتلی باشد در هر کجا. هر کجا هیچ‌جاست.

روباه به شازده کوچک گفته بود. از زمان گفته بود. از زمان شکار و از زمان غیر شکار. گفته بود که اگر این دو به هم بریزد و رعایت نشود چه می‌شود. اگر شکارچی به جای یک روز در هفته هر روز به شکار بیاید. او، روباه مختل می‌شود. روزهایش به هم می‌ریزد. نامه‌ها را هر وقت و هر کجا میرسد. اداره پست ورشکست می‌شود. خواب و خوراک ندارد. ایمیل خواب و خوراک ندارد. نمی‌شناسد. روز و شب ندارد، نمی‌داند. هر وقت نامه به شما می‌رسد. هر وقت یعنی هیچ وقت. یعنی که وقت باطل شده است. زمان باطل شده است. مکان هم.

یک نامه با پیک، با اسب راهی را طی می‌کرد. بعد با اتومبیل و با قطار و هواپیما. باید پیموده می‌شد. رسیدن بود و راه. راه و رسیدن بود. در نوردیدن بود. گاهی نامه رسان خیس می‌شد. باران بود. گاهی باد نامه را می‌برد، طوفان بود. گاهی نامه رسان در راه تیر می‌خورد کشته می‌شد. نامه خونین می‌شد.

ایمیل راهی را در نمی‌پیماید. نه خیس می‌شود و نه خونین. چرک هم نمی‌شود. مادیت ندارد. جوهر ندارد، کاغذ ندارد. نامه‌رسان هم خون و جان ندارد. مقصد و مقصود یکی‌ست. عزیمتی نیست، حرکتی نیست. آنچه، حرکتی را از شما بگیرد، شما را باطل می‌کند. بی‌حرکت. از شب و از روز دور می‌شود، از ماه و قمر. از عالم دور می‌شوید.

Labels:



Comments: Post a Comment