Desire Knows No Bounds




Saturday, October 27, 2018

با میم داشتیم حرف می‌زدیم. داشتیم ازین سرسره‌ای که توش افتادیم حرف می‌زدیم. از تمام این دوییدن‌ها و وقت نداشتن‌ها و بی‌وقفه کار کردن‌ها. ازین‌که یه شوخی کوچیک چه یه‌هو جدی شد و چه شد مرکز زندگی‌مون و چه روز به روز داره بزرگ‌تر می‌شه و چه روز به روز دوست‌ترش داریم.


Comments: Post a Comment