Desire Knows No Bounds




Thursday, February 18

بعد اصن من اومده بودم در وصف حضور آقای "شیرازه" بنويسم، که چه حضور سبُک نامحسوسی داره برا خودش. که چه‌همه مث خوابيدنِ رو آب می‌مونه بودنِ باهاش. که چه بلده بی‌حرف و توضيح همين‌جوری همه‌چی رو روی آب نگه داره،روی سطح. انگار همه‌چی رو با سر انگشت تاچ می‌کنه فقط، بی‌هيچ فشاری. ديدی بعضی بوسه‌ها چه فقط لب‌هان؟ که دهن و زبون و هيچیِ ديگه اينوالو نمی‌شن؟ تو فقط لبا رو حس می‌کنی و شناور می‌مونی همون رو، بی‌هيچ تحکمی، بی‌هيچ حرص و ولعی؟ از همونا.


Comments:
همیشه میخونمت در واقع تک تک نوشته هاتو سر میکشم
دیدت و تفکرت رو شدیدا ستایش میکنم
چیزی که باعث شد الان بیام و جسارت بدم به خودم
فیلم Adam بود
چقدر دلم میخواست از زاویه دید تو کاوشگرانه و با درکی عمیق تر بفهممش
شاید خیلی ساده بود اما یه پیچشی داشت که تمام طول فیلم به تو فکر میکردم دوست خوب و ندیده من
 
آره. منم از اين بوسه هاداشتم. شبيه يكي مث همين آقا شيرازه. نمي دونم شايد چيزي شبيه بوسه روح باشه.
 
مي دوني امااين بي حرف و توضيح روي آب نگه داشتنم بد جنسيه. درست مثل همه‌چی رو با سر انگشت تاچ كردن بی‌هيچ فشاری. راستي يه جور علم خاصه.شايدم يه جور هنر خاص. .
 
داشتم فکر میکردم که وقتی پرایوت میکنی بعد اونایی که تورو میشناسن که به کنار دیگه اونقدرم نیاز به خوندن تو نیست که بخوان بشناسنت ولی اونایی که نمیشناسنت و تو اتفاقای روزمره باهات نیستن و چیکار میکنی! بعد یعنی تو همین 64 نفر تو زندگی بستتن ؟ دیگه رفیق نمیخوای ؟ دیگه تجربه نمیخوای دیگه ؟ بعد اصن این یعنی اینکه بیای وسط یه مهمونیه بزرگ یه سری رو جمع کنی ببری تو اتاق خودتون باهم مهمونی بگیرین چند نفری...
 
المنه لله كه متعلق به عصر پارينه سنگي بوده و لاجرم از گودر و مودر و فيدبك و پرايوت و فالوير و اينوالو و اد و مد و قس عليهذا ، هيچ سر در نمي آوريم و لاجرم هيچ گلايه اي نيز نداريم و همين كه اينجا هست و هستيد و هستيم و سري ميزنيم و ميخوانيم و حظ ميبريم ،كلي هم بدرگاهش و بدرگاهت شاكريم . گودر و مودر و اينوالو و مينوالو و امثالهم پيشكش متعلقين به عصر مدرنيسم و پست مدرنيسم و پسا مدرنيسم و اي بسا پساپساپسامدرنيسم باشد .گواراي وجودشان.
 
Post a Comment